خداى خودمان را منهدم كنيم ! ما از اين شرايط خوشمان نيامد و آنها را خيلى سخت يافتيم و ديديم كه با انصاف با ما برخورد نمىكند .
( 1 ) پس سلاحهاى خود را اصلاح و آماده كنيد و قلعهها را بازسازى و مستحكم كنيد و منجنيقها را بر آنها مستقر سازيد و آذوقه يك يا دو سال را ذخيره كنيد ، زيرا بيشتر از دو سال شما را محاصره نمىكند و خندقى را در بيرون قلعه حفر كنيد و در انجام اين كارها عجله كنيد ، زيرا از او در امان نيستيم و هر لحظه ممكن است به ما حمله كند !
آنان به دستور عبد ياليل تا جايى كه توانستند ، ثقيف را از جنگ و خونريزى ترساندند .
ثقيف يك يا دو روزى صبر كردند و سپس نزد اعضاى هيأت جمع شدند و گفتند : ما قدرت مقابله با او را نداريم . او تمام عرب را مطيع خود ساخته است . برگرديد و هر شرطى را كه مىگويد ، قبول كنيد . و قبل از آنكه با لشكرش به سوى ما بيايد ، صلحنامهاى را با وى به امضاء برسانيد !
( 2 ) آنها كه وضع را اين گونه ديدند ، گفتند : ما او را حكم قرار داديم و او هرچه را كه مىخواستيم قبول كرد و هر شرطى كه مىكرديم ، پذيرفت . ما او را بهترين و نيكوكارترين و وفادارترين و راستگوترين و باتقواترين و صلهء رحمكنندهترين مرد يافتيم ! و هنگامى كه از پذيرش منهدم كردن خداى خودمان به دست خود ، امتناع ورزيديم ، فرمود : اشكالى ندارد ، كسانى را مىفرستم كه آن را منهدم كنند .
پيرمردى از ميان جمع گفت : به خدا قسم كه اين معيار حق و باطل بودن در ميان ما و او است ! اگر توانست آن را منهدم كند ، او بر حق است و ما بر باطل ، و اگر نتوانست . . . » « 1 »
( 3 )
انهدام لات
گفتيم كه ابى مليح ، پسر عروة بن مسعود و پسر عمويش قارب بن أسود ، بعد از كشته شدن عروة به مدينه آمدند و اسلام آوردند و مهمان مغيره و ابو سفيان شدند . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به مغيره و ابو سفيان دستور داد كه براى انهدام لات به طائف بروند . اين بت موقوفات زيادى داشت . ابى مليح و قارب پيش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمدند . ابى مليح عرض كرد : اى رسول خدا ، پدرم به شهادت رسيد در حالى كه دويست مثقال طلا بدهكار بود ! اگر صلاح مىدانيد دستور بفرماييد تا از طلاجات بت لات بدهكارى پدرم پرداخت شود .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : باشد .
( 4 ) سپس قارب بن أسود عرض كرد : پدرم اسود بن مسعود نيز همانند برادرش عروه بدهكار بود . او هم به مقدار برادرش بدهى داشت ، اگر صلاح مىدانيد دستور بفرماييد آن را از موقوفات لات بپردازند .
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 970 .