تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
الرِّبا »
« 1 » ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، تقوا پيشه كنيد و آنچه از ربا كه باقى مانده است را كنار بگذاريد . سپس آن بند را پاك كرد . ما هم چيزى نگفتيم . سپس به بند بعدى كه در مورد حليّت زنا بود ، رسيد . ( 1 ) رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : انگشت مرا روى اين بند قرار بده ، پس انگشتش را روى آن قرار داد . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله قرائت فرمود :
« وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِيلًا »
« 2 » ؛ به زنا نزديك نشويد كه فحشاء و راه بدى است . سپس آن را پاك كرد . آنگاه دستور داد كه آن نامه فسخ شود « 3 » و بنويسند : « بسم الله الرحمن الرحيم ، اين نامه‌اى است از محمد پيامبر خدا براى ثقيف . آنها در ذمهء خدايى هستند كه هيچ پروردگارى جز او نيست و در ذمهء محمد بن عبد الله ، فرستادهء خدا هستند . تمام دشت‌هاى آنان از قبيل : عضاهه و صيده مال ايشان است و سرقت يا ظلم در آن حرام است . ثقيف مستحق‌ترين مردم نسبت به وجّ هستند و قلعه‌هاى آنها محل عبور و مرور قرار نمىگيرد و كسى از مسلمانان به زور وارد آن نمىشود . آنها هر كار عمرانى كه بخواهند ، در قلعه‌ها و دشت‌هاى خود انجام مىدهند . آنها در غزوه‌ها شركت نمىكنند و زكات نمىپردازند « 4 » و در مورد مال و جانشان تحت فشار قرار نمىگيرند . آنها امتى از مسلمين هستند و در هر جايى از سرزمين مسلمانان كه بخواهند رفت و آمد مىكنند . ( 2 ) هر اسيرى كه در اختيار دارند ، مال ايشان است و هر گونه بخواهند دربارهء آن تصميم مىگيرند و . . . و اگر مورد حمله و ظلم قرار بگيرند ، رسول الله صلّى اللّه عليه و آله آنها را كمك مىكند . . . و بايد اميرشان از خودشان باشد . بر بنى مالك يك نفر و بر أحلاف يك نفر ديگر امير باشد و . . . » « 5 » ( 3 ) واقدى مىنويسد : پس از تكميل صلح‌نامه كه خالد بن سعيد اموى آن را نوشت ، آنها از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله درخواست كردند كه بت لات را براى آنها باقى بگذارد و تا سه سال آن را منهدم نكند ! آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله از پذيرش آن خوددارى كرد . همين طور مدت را كم مىكردند و از او درخواست مىكردند كه آن را منهدم نكند تا اينكه از او خواستند تا يك ماه بعد از ورودشان به طايف آن را منهدم كند . آنها اظهار مىكردند كه دوست ندارند وقتى پيش قومشان برمىگردند ، به آنها بگويند كه بايد بت را منهدم
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) ، 278 . ( 2 ) . اسراء ( 17 ) ، 32 . ( 3 ) . اسد الغابه ، شرح حال تميم بن جراشه . در مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 967 آمده است : عبد ياليل به آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله عرض كرد : ما ناچار هستيم كه شراب بسازيم ، زيرا شراب عصارهء انگورهايمان است . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : همانا خداوند شرب را حرام كرده است و قرائت فرمود :« إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ ». ( 4 ) . در مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 265 آمده است : گفته شده است كه از جابر بن عبد الله انصارى سؤال شد : چگونه شرط ثقيف پذيرفته شد كه جهاد و صدقه بر آنها واجب نباشد ؟ ! جواب داد : آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله نسبت به هيچ كس همانند ثقيف مدارا نكرد ، زيرا مىدانست كه پس از مسلمان شدن ، صدقه مىپردازند و در جهاد شركت مىكنند . ( 5 ) . الاموال ، أبى عبيد ، ص 19 و نك : مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 263 - 273 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 407 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى