تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
اكرام خواهم كرد . آنها براى استراحت و غذا به منزل مغيره رفتند و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله براى آنها غذا مىفرستاد و آنها به مسجد رفت و آمد مىكردند . ( 1 ) همچنين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه با شاخه‌هاى نخل ، سه خيمه براى آنها در گوشه‌اى از مسجد برپا كردند ، آنها به صفوف نماز جماعت نگاه مىكردند و از آنجا كه ماه مبارك رمضان بود ، به تهجد و شب‌زنده‌دارى مسلمانان نظاره مىكردند و قرائت قرآن آنان را مىشنيدند و به خطبه‌ها و سخنرانىهاى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله گوش مىكردند . چند روزى گذشت . آنها هر روز عثمان بن ابى العاص كه كوچكترينشان بود را پيش اثاثيهء خود مىگذاشتند و صبح زود پيش پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىآمدند . ( 2 ) وقتى ظهر فرامىرسيد به محل اقامت خود بازمىگشتند و مىخوابيدند . در اين زمان عثمان بن ابى العاص خارج مىشد و پيش پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىرفت و از او دربارهء دين سؤال مىكرد و قرآن ياد مىگرفت . او اسلام آورد و سوره‌هايى از قرآن را حفظ كرد . و در هنگام ظهر ، اگر مىديد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خوابيده است ، پيش ابى بن كعب مىرفت و قرآن و احكام ياد مىگرفت . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله از او خوشش آمد و از تلاش پىگير او در يادگيرى قرآن و احكام تعجب مىكرد . عبد ياليل از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله درخواست كرد تا صلح‌نامه‌اى براى ايشان بنويسد . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اين در صورتى است كه اسلام بياوريد و الا هيچ صلح و پيمانى بين من و شما منعقد نخواهد شد ! « 1 » از اعضاى اين هيأت از بنى حارث ، از بنى مالك ، نمير بن خدشه بود كه ابن اثير در اسد الغابة او را تميم بن جراشه ناميده است . ( 3 ) از او نقل شده است : رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آنچه را مىخواهيد ، بنويسيد و پيش من بياوريد . پس پيش على بن أبي طالب رفتيم و او قراردادى براى ما نوشت . از او خواستيم كه در اين قرارداد بنويسد كه ربا و زنا براى ما حلال باشد . على عليه السّلام از نوشتن آن خوددارى كرد ! سپس پيش خالد بن سعيد بن عاص رفتيم و همين درخواست را كرديم . او قبول كرد . على عليه السّلام به او فرمود : آيا مىدانى كه چه مىنويسى ؟ ! گفت : آنچه را كه بگويند مىنويسم و رسول الله صلّى اللّه عليه و آله هر تصميمى كه بخواهد مىگيرد ! او نامه را براى ما نوشت و ما آن را نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله برديم . به شخصى فرمود : بخوان . او خواند تا به درخواست حليّت ربا رسيد . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : انگشت مرا روى اين بند قرار بده . خوانندهء قرارداد ، انگشت آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله را روى اين بند قرار داد . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله قرائت فرمود :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 996 .