تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
( 1 ) هنگامى كه بلال اذان صبح را گفت ، مرد جهنى همراه كعب به مسجد رفتند و با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نماز خواندند . پس از نماز وى به كعب اشاره كرد و گفت : اين رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است . برخيز و از او امان بخواه . او برخاست و جلو رفت تا پيش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نشست . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله او را نمىشناخت . او دستش را براى مصافحه در دست رسول الله صلّى اللّه عليه و آله قرار داد و عرض كرد : كعب بن زهير توبه كرد و مسلمان شده است . او آمده است كه از شما أمان بگيرد ؛ اگر او را بياورم ، توبهء او را مىپذيرى ؟ فرمود : بله . عرض كرد : يا رسول اللّه ، من كعب بن زهير هستم . در اين حال مردى از أنصار برخاست و گفت : اى رسول خدا ، اجازه بدهيد تا گردنش را بزنم ! فرمود : اين را واگذار . او توبه كرده است و از اعمال قبلى خود دست كشيده است « 1 » و پيش آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله اسلام آورد . « 2 » ( 2 ) ابن هشام مىنويسد : كعب ، قصيدهء لاميهء خود را بعد از ورود به مدينه سروده است . « 3 » ابن اسحاق ، از عاصم بن قتاده انصارى نقل كرده است اين كه كعب در قصيده‌اش مهاجرين را مورد مدح قرار نداد ، بلكه با كنايه از آنها با السود التنابيل « 4 » ؛ يعنى بزرگان كوچك ياد كرد . اين هشام نقل كرده است كه وقتى كعب ، شعرش را نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خواند ، او فرمود : اگر از أنصار به خير و نيكى ياد مىكردى ، اهليّت آن را داشتند . « 5 » پس او قصيدهء رائيه‌اى را در مدح انصار سرود و فداكارى و تلاش‌هاى آنها را كنار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بازگو كرد . او قصيدهء لاميهء خودش را در مسجد خواند . « 6 » در اين قصيده آمده است :
إنَّ الرسول لسيف يستضاء به * مهنّد من سيوف اللّه مسلول . . .
همانا رسول خدا يكى از شمشيرهاى اصيل پروردگار است كه همانند خورشيد ، ديگران را به راه راست هدايت مىكند . . . ( 3 ) ابن اثير جزرى نقل كرده است : پس از آنكه كعب قصيدهء خودش را قرائت كرد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بردى را كه بر تن داشت ، به او هديه كرد . « 7 »
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 146 - 147 . ( 2 ) . همان ، ج 4 ، ص 157 . ( 3 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 157 . ( 4 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 157 . ( 5 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 157 . ( 6 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 158 . ( 7 ) . چنان كه در الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 276 آمده است : معاويه در زمان حكومتش براى كعب پيغام فرستاد كه آن برد را به ما به فروش . -
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 403 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى