( 1 )
بستن پرچمها و علمها
واقدى مىنويسد : آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله پس از حركت از ثنية الوداع پرچمها و علمها را براى افراد بست .
پرچم بزرگ را به زبير و علم بزرگ را به ابو بكر داد و پرچم أوس را به اسيد بن حضير و پرچم خزرج را به ابو دجانه يا حباب بن منذر بن جموح « 1 » داد . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه هر تيره و طايفهاى پرچمى داشته باشند و فرمود كه در ميان أوس و خزرج ، هركس قرآن بيشترى حفظ است ، پرچمدار باشد . پرچم بنى عمرو بن عوف در دست ابو زيد قيس بن سكن أوسى و پرچم بنى سلمه در دست معاذ بن جبل بود .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قبل از آنكه زيد بن ثابت بيايد ، پرچم بنى مالك بن نجار را به عمارة بن حزم داده بود و پس از ديدن زيد ، پرچم را به او داد . عماره عرض كرد : يا رسول اللّه ، آيا از من ناراحت شدهاى ؟ فرمود : نه به خدا قسم ، و لكن او بيشتر از او تو قرآن حفظ است و قرآن ، افراد را مقدم مىدارد و شما هم حافظ قرآن را مقدم بداريد ، اگر چه يك بردهء سياه ، دماغ بريده و زشت باشد . « 2 »
( 2 )
خروج آن حضرت و جمع بين نماز ظهر و عصر
آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در صبح پنجشنبه عازم تبوك شد « 3 » . در اين سفر همسرش ام سلمه ، هند دختر ابى اميهء مخزومى « 4 » همراهش بود و راهنماى اين سفر ، علقمة بن فغواء خزاعى بود . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در گرماى شديد ظهر به ذى خشب رسيد ، براى همين نماز ظهر را به تأخير انداخت تا هوا كمى سردتر شود و از آن طرف نماز عصر را زودتر خواند و به اين ترتيب نماز ظهر و عصر را كه شكسته بود « 5 » ، با هم جمع مىكرد و در يك زمان مىخواند « 6 » . و اين كار را تا بازگشت از سفر تبوك انجام مىداد . و مسجدى در مصلاى آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در ذى خشب ساخته شد . « 7 »
هامش
- گفته شده است كه محمد بن مسلمه را به جانشينى خود انتخاب كرد .
و در ديوان منسوب به على عليه السّلام آمده است كه آن حضرت در مورد جانشينى خود در مدينه اشعارى را سرود .
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 996 .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 1002 - 1003 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 997 .
( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 997 .
( 5 ) . همان ، ج 2 ، ص 1015 .
( 6 ) . همان ، ج 2 ، ص 992 .
( 7 ) . همان ، ج 2 ، ص 992 . ترمذى و ابو داود در سنن خود با اسنادشان از معاذ بن جبل روايت كردهاند : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله كه قبل از ظهر براى تبوك حركت كرده بود ، نماز ظهر را به تأخير انداخت تا وقت نماز عصر فرارسيد و آن دو را با هم خواند . و در مورد مغرب و عشاء نيز به همين ترتيب عمل كرد . ترمذى مىنويسد : اين حديث حسن است . و در مورد شكسته بودن نماز ، ابن حنبل و -