( 1 ) واقدى مىنويسد : عبد اللّه بن ابى نيز با لشكرش ( ! ) پيش آمد و در ثنية الوداع در كنار ذباب اردو زد .
در لشكر او همپيمانان يهودىاش و عدهاى از منافقين جمع شده بودند . گفته شده است كه لشكر ابن ابى كمتر از ديگرى نبوده است . « 1 » و در اين غزوه تعداد مسلمانان ، سى هزار نفر بود . « 2 »
آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در ماه رجب « 3 » به سوى تبوك حركت كرد . پس از حركت وى ، ابن أبيّ و منافقانى كه در لشكرش بودند ، از همراهى با وى خوددارى كردند . او گفت : محمد ( ! ) در اين گرماى شديد و با اين كمبود امكانات و اين راه دور ، به جنگ رومىهايى مىرود كه از جهت تعداد و امكانات ، مثل و مانند ندارند ! محمد ( ! ) گمان مىكند كه جنگ با رومىها بازى است ! به خدا قسم ، گويى اصحاب محمد را مىنگرم كه با طناب بسته شدهاند ! و كسانى كه هم عقيدهء وى بودند ، نفاق خود را آشكار كردند « 4 » . وقتى اين جريان به اطلاع رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد ، فرمود : حسبى اللّه ! اوست كه مرا و مؤمنين را با كمكهايش تأييد كرد و قلبهاى آنها را به هم نزديك گردانيد « 5 » .
( 2 )
جانشينى على عليه السّلام در مدينه
مرحوم قمى مىنويسد : پس از آنكه لشكر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آماده شد . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله امير المؤمنين را جانشين خود در مدينه قرار داد و از ثنية الوداع حركت كرد . منافقان نسبت به على عليه السّلام حسادت ورزيدند و گفتند : چون پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از على عليه السّلام ناراحت بوده ، او را همراه خود نبرده است ! اين شايعه به گوش على عليه السّلام رسيد . او سلاحش را برداشت و حركت كرد و در جرف « 6 » به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله وقتى او را ديد ، پرسيد : اى على ، مگر تو را در مدينه جانشين خودم قرار نداده بودم ؟ ! عرض كرد : چرا ، ولى منافقين گمان مىكنند كه چون از من ناراحت هستى ، مرا در مدينه باقى گذاشتهاى !
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « اى على ، منافقين دروغ مىگويند ، آيا به اين راضى نيستى كه برادر من هستى
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 995 و سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 162 . هشتاد نفرى كه از همراهى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خوددارى كردند ، از قبيلهء بنى غفار و غير از اهل مدينه بودند .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 996 و 1002 و 1041 و در تفسير قمى ، ج 1 ، ص 296 آمده است كه آنها غير از بردگان بيست و پنج هزار نفر بودند .
( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 7 . از محاسبات آينده روشن خواهد شد كه اين حركت در اواخر ماه رجب و شايد در 25 رجب بوده است نه آنگونه كه يعقوبى در ج 2 ، ص 67 - 68 گفته است كه اين حركت در اول ماه رجب بوده است و او تنها كسى است كه اين قول را گفته است .
( 4 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 995 .
( 5 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 244 .
( 6 ) . جرف ، در سه ميلى ( 5 كيلومترى ) مدينه قرار دارد .