تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
عوف . بنى عمرو بن عوف از اسلام و مسلمين استقبال كردند و مهاجرين را در خانه‌هاى خود ساكن كردند و قطعه زمينى را براى ساختن مسجد هديه كردند كه به مسجد بنى عمرو بن عوف يا مسجد قباء شناخته شد . پسر عموهايشان ، بنى سالم « 1 » و بن غنم با شك و ترديد مسلمان شدند و هنوز نفاق در دلهايشان وجود داشت . آنها نسبت به پسر عموهايشان در مورد مسجد قباء حسادت مىورزيدند . « 2 » ( 1 ) شيخ طوسى در تبيان « 3 » از ابن اسحاق « 4 » و واقدى نقل كرده است : آنان پانزده نفر و عبارت بودند از : ابو حبيبة بن أزعر ، بجاد بن عثمان ، ثعلبة بن حاطب ، خذام بن خالد ، عبّاد بن حنيف از بنى عمرو بن عوف و برادر عثمان و سهل بن حنيف ، معتّب بن قشير ، وديعة بن ثابت ، جارية بن عامر كه به حمار الدّار ( الاغ خانه ) مشهور بود و پسرانش : زيد و يزيد و مجمّع كه بعدها ، همين مجمّع ، رئيس منافقان شد « 5 » و عبد اللّه بن نبتل . ( 2 ) ابن نبتل از كسانى بود كه پيش رسول اللّه مىآمد و سخنانش را مىشنيد و آنگاه پيش رفقاى منافقش مىرفت و سخنان آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله را بازگو مىكرد . پس جبرئيل به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى محمد ، يكى از منافقين پيش تو مىآيد و به سخنانت گوش مىدهد و آن را براى منافقين نقل مىكند ! رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پرسيد : او كيست ؟ فرمود : آن مرد سياه چهره‌اى كه موهاى زياد دارد و دلش همانند دل الاغ است و با چشم‌هاى شيطان نگاه مىكند و چشم‌هاى قرمزش به دو كاسهء خون مىماند و با زبان شيطان صحبت مىكند . « 6 » ( 3 ) آنها همراه پسر عموهايشان از بنى عمرو بن عوف در مسجد قباء جمع مىشدند ، ولى با همديگر به نجوا مىپرداختند . در اين حال مسلمانان خيره خيره به آنها نگاه مىكردند . اين باعث مىشد كه بر آنها سخت بگذرد ، براى همين تصميم گرفتند مسجدى بسازند تا افرادى مثل خودشان در آن جمع شوند . « 7 »
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 305 . ( 2 ) . مجمع البيان ، ج 5 ، ص 109 . ( 3 ) . تبيان ، ج 5 ، ص 297 . ( 4 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 174 . ( 5 ) . همان ، ج 2 ، ص 169 و مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1047 . ( 6 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 300 ، در اين كتاب تصحيف شده و عبد اللّه بن نفيل آمده است . ( 7 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1047 - 1048 . وى نوشته است : ابو عامر ، راهب فاسق به آنها مىگفت : نمىتوانم به مسجد بنى عمرو بن عوف بيايم ، زيرا اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در آن حضور دارند و به ما نگاه مىكنند . براى همين منافقان پيش خود گفتند : مسجدى را مىسازيم تا ابو عامر به آنجا بيايد و براى ما صحبت كند ! اين در حالى است كه گفته‌اند : ابو عامر بعد از جنگ احزاب به -