( 1 ) گفتهاند كه هيأت بنى عذرهء از يمن به رياست زمل بن عمرو عذرى به مدينه آمد . آنها يازده نفر بودند كه در ماه صفر سال نهم وارد مدينه شدند و اسلام آوردند و در آنجا ماندند تا احكام دين را آموختند .
آنگاه زمل از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله درخواست كرد تا نامهاى براى قومش بنويسد و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله نوشت :
« بسم اللّه الرحمن الرحيم ، براى زمل بن عمرو و كسانى كه به طور خاص همراه وى مسلمان شدهاند . همانا او را به سوى تمام قومش فرستادهام . پس هر كس كه اسلام بياورد ، از حزب اللّه است و هر كس از پذيرش اسلام خوددارى كند تا دو ماه فرصت دارد . بر اين نامه على بن أبي طالب و محمد بن مسلمه انصارى گواهى مىدهند . » « 1 »
( 2 )
دعوت بنى حارثه به اسلام
با فرارسيدن ماه ربيع الاول آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله نامهاى را براى بنى حارثة بن عمرو نوشت و آنان را به اسلام دعوت كرد . او نامه را به وسيلهء عبد اللّه بن عوسجهء بجلى عرنى برايشان فرستاد . آنان از پذيرش اسلام خوددارى كردند و نامه را كه بر پوستى نوشته شده بود ، با آب شستند و با آن ، ته دلوى را كه سوراخ شده بود ، وصله زدند ! هنگامى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اين خبر را شنيد ، فرمود : آنها را چه شده است ؟ ! گويى خداوند عقلشان را گرفته است ! ديوانه شدهاند و در سخن گفتن عجله مىكنند و تپق مىزنند و لرزش آنها را فرامىگيرد و از بيان مقصود خود بازمىمانند . « 2 »
( 3 )
سريه بنى كلاب به سوى بنى بكر
از جمله كسانى كه مسلمان شده بود و پدرش كافر بود ، أصيد بن سلمة بن قرط بود . او اسلام را پذيرفته بود ؛ اما پدرش سلمه بر شرك خود باقى مانده بود . در ربيع الاول سال نهم هجرى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سريهاى را به سوى بنى بكر در قرطاء فرستاد كه ضحاك بن سفيان كلابى فرماندهاش بود و أصيد بن سلمه همراهشان بود . پدر أصيد در ميان بنى بكر بود . آنان در محلى به نام زجّ لاوه ( در منطقهء ضريه ) به بنى بكر برخورد كردند و آنها را به اسلام دعوت كردند ، امّا بنى بكر از پذيرش اسلام خوددارى ورزيد .
مسلمانان با آنان وارد جنگ شدند . آنها شكست خوردند و فرار كردند . أصيد پدرش را تعقيب كرد و در كنار بركهء زجّ به او رسيد كه بر اسبش سوار بود . او پدرش را به أمان و اسلام دعوت كرد ؛ اما پدرش به او
هامش
( 1 ) . مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 240 .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 982 - 983 و نك : مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 36 و مثل آن را در أسد الغابة ، ج 3 ، ص 239 و معجم قبائل العرب ، ص 831 .