تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
( 1 ) واقدى خبر آن را با سند خود از محمد بن عمر بن على عليه السّلام چنين روايت مىكند : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله على بن أبي طالب عليه السّلام را به سوى بت فلس اعزام كرد تا آن را منهدم كند و به بنى طى شبيخون بزند . صد و پنجاه نفر از انصار همراه وى بودند و حتى يك مهاجر با آنها نبود . « 1 » آنان پنجاه شتر و پنجاه اسب داشتند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله يك پرچم سفيد و يك علم سياه براى آن حضرت عليه السّلام بست . او پرچم را به جبّار بن صخر سلّمى و علم را به سهيل بن حنيف داد و همراه با راهنمايى از بنى أسد به نام حريث « 2 » حركت كرد . عدى بن حاتم طايى جاسوسى در مدينه داشت . هنگامى كه او از اين سريه آگاه شد ، به سرعت عدى را باخبر كرد و او به سوى شام فرار كرد . « 3 » ( 2 ) ابن اسحاق مىنويسد : براى من نقل شده است كه عدى بن حاتم مىگفت : من از ركوسى « 4 » هاى نصارى بودم . من به خيال خودم دين‌دار بودم ! و رئيسى شريف و مطاع در ميان قوم خود بودم كه يك چهارم غنائم را به من مىدادند هنگامى كه دعوت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را شنيدم از آن بسيار بدم آمد و شايد در ميان عرب كسى نبود كه بيشتر از من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كراهت داشته باشد . من يك غلام عرب داشتم كه شترهايم را مىچرانيد . به او گفتم : از ميان شترهايم ، تعدادى از شترهاى نر كه راهرو و چاق باشند را هميشه نزديك من آماده نگه‌دار . و اگر شنيدى كه لشكر محمد به اين منطقه نزديك شده است ، مرا مطلع كن . تا اينكه يك روز صبح زود پيش من آمد و گفت : اگر سواركاران محمد تو را در ميان بگيرند ، هيچ كارى نمىتوانى بكنى . هر كارى مىخواهى انجام دهى ، فورا انجام بده ، زيرا از دور ، پرچم‌هايى را ديدم و وقتى دربارهء آنها سؤال كردم ، گفتند : اين لشكر محمد است كه پيش مىآيد . گفتم : پس شترهايم را پيش بياور . او شترهايم را آورد . من خانواده و فرزندانم را سوار كردم . اما خواهرم [ سفانة ] را در ميان قبيله جا گذاشتم و راه شام را در پيش گرفتم تا به همكيشان نصارايم در شام ملحق شوم . « 5 » ( 3 ) راهنماى لشكر اسلام ، آنها را از راه فيد به سوى كوه‌هاى طحّاء ، أجا و سلمى هدايت كرد تا به جايى رسيدند كه تا محل اقامت طى يك روز فاصله داشت . حريث به آنها گفت : امروز را در همين جا اطراق مىكنيم تا شب فرارسد ، زيرا اگر در روز حركت كنيم ، چوپانان و اطرافيان آنها ما را مىبينند و به آنها خبر
هامش
( 1 ) . اين از تدابير پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و براى احترام به حاتم طايى بوده است ، زيرا انصار از بهترين و فقيه‌ترين مسلمانان بودند و اگر تازه مسلمانان يا حتى مهاجران از قبيل خالد بن وليد را به اين سريه مىفرستاد چه بسا كه فجايعى به بار مىآوردند . ( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 984 - 985 . ( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 988 . ( 4 ) . چنان كه در حاشيه سيره ابن اسحاق آمده است ، ركوسىها به قومى گفته مىشود كه ما بين نصارى و صابئين هستند . ( 5 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 225 .