در اين صورت ، فرزند فتنه است و هر فتنهاى براى هر كسى گمراهكننده نيست . و از همين قبيل است آنچه را كه طبرسى از بريدهء اسلمى روايت كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حال ايراد خطبه بود كه حسنين عليهم السّلام آمدند در حالى كه لباسهاى قرمز بلندى به تنشان بود ، راه مىرفتند و مىافتادند . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از منبر پايين آمد و آنها در بغل گرفت و بالاى منبر برد و در دامن خود نشانيد و فرمود : صدق اللّه عز و جلّ :
« إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ »
، به اين دو طفل نگاه مىكردم كه راه مىروند و مىافتند ، و پس نتوانستم صبر كنم تا اينكه سخنم را قطع كردم و آن دو را پيش خود آوردم . آنگاه خطبهاش را ادامه داد . « 1 »
اين حديث بعد از نزول سوره و اين آيه در سال نهم هجرى بيان شده است و در اين حال حسنين عليهم السّلام حدودا پنجساله بودهاند .
( 1 )
سوره بعدى ؟
بر حسب خبرى كه در ترتيب نزول سورهها بدان اعتماد كردهايم ، سورهء بعدى ، سورهء فتح مىباشد . « 2 » اما اخبارى از تفسير قمى « 3 » و تبيان « 4 » و مجمع البيان « 5 » نقل كرديم كه سورهء فتح به هنگام بازگشت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از صلح حديبيه نازل شد و آيات آن نيز مطابق با همين واقعه است ، چنان كه در الميزان « 6 » بدان اشاره شده است . بنا بر اين ترجيح مىدهيم كه اين سوره را به خاطر اين دلايل ، از ترتيب خبرى كه بدان اعتماد كردهايم ، استثناء كنيم ، چنان كه قبلا اين ابهام در مورد ترتيب سورهء منافقون وجود داشت و بدان اشاره كرديم .
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 453 و حلبى آن در مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ، ص 385 به نقل از جامع ترمذى ، فضائل ابن حنبل ، فضائل سمعانى و از واحدى در الوسيط و از ثعلبى در الكشف و از خرگوشى در شرف النبى و اللوامع و از حارثى در قوت القلوب روايت كرده است . و سيوطى آن را در الدر المنثور از ترمذى ، نسايى ، ابن ماجه ، ابى داود ، ابن حنبل ، ابن أبى شيبه ، ابن مردويه و حاكم حسكانى روايت كرده است ؛ چنان كه در الميزان ، ج 19 ، ص 310 آمده است ، اما سيوطى اين خبر را منافى عصمت و تأييد آن حضرت به وسيلهء روح القدس دانسته است ! و بعضى مطالب ديگر در مورد اين روايت گفته است كه الفاظ آن مفتضحتر از اين مىباشد و سرانجام نتيجه گرفته است : بهترين راه اين است كه چنين رواياتى را كنار بگذاريم ، مگر اينكه آنها را تأويل كنيم . اما ما هيچ دليلى براى كنار گذاشتن و تأويل اين حديث نمىبينيم ، با توجه به معنايى كه براى لفظ فتنه نقل كرديم و حديثى كه از امير المؤمنين عليه السّلام آورديم .
( 2 ) . التمهيد ، ج 2 ، ص 107 .
( 3 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 314 .
( 4 ) . تبيان ، ج 9 ، ص 313 .
( 5 ) . مجمع البيان ، ج 9 ، ص 166 .
( 6 ) . الميزان ، ج 18 ، ص 251 .