( 1 ) سپس به طور مفصل از مقاتل و قتاده روايت كرده است : دحية بن خليفة بن فروهء كلبى خزرجى وقتى كه از تجارت شام برمىگشت ، تما ما يحتاج زندگى را از قبيل : آرد و گندم و حبوبات و غيره مىآورد . او در گوشهاى از بازار مدينه در كنار أحجار الزّيت بساط مىكرد و سپس با زدن طبل ، ورود خودش را اعلام مىكرد . تمام اهل مدينه و حتى دختركان به ديدن كاروان وى مىرفتند . او در روز جمعهاى وارد مدينه شد ، در حالى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خطبههاى نماز جمعه را ايراد مىكرد . نمازگزاران براى ديدن كاروان رفتند به طورى در مسجد غير از دوازده مرد و يك زن ، كسى باقى نماند . اين كار را سه مرتبه در هنگام ورود كاروانهاى شام كه هر سه موافق با روز جمعه بود ، انجام دادند . به دنبال آن خدا اين آيه را نازل فرمود . « 1 »
( 2 ) علامه طباطبايى اين خبر را از عوالى اللآلي ، از مقاتل بن سليمان نقل كرده و گفته است : اين قضيه از طرق بسيارى از شيعه و عامه نقل گرديده است و در تعداد كسانى كه باقى ماندهاند از هفت تا چهل نفر ذكر گرديده است . « 2 »
( 3 ) و واحدى در أسباب النزول اين خبر را از جابر انصارى نقل كرده و گفته است : مسلم و بخارى آن را در كتاب جمعه روايت كردهاند . « 3 »
و شايد كه همين كاروانهاى تجارتى ، شايعات مربوط به آمدن غسانىها و رومىها براى جنگ با مسلمانان را پخش مىكردند كه باعث برپا شدن غزوهء تبوك گرديد ، چنان كه در خبر مربوط به عمر بدان اشاره شد .
( 4 )
سورهء تغابن
سورهء بعدى در ترتيب نزول ، سورهء تغابن مىباشد . « 4 » در آيهء چهاردهم اين سوره آمده است :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
« 5 »
»
؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، در حقيقت بعضى از همسران
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 433 .
( 2 ) . الميزان ، ج 19 ، ص 277 . به احتمال زياد ، راويانى كه تعداد باقيماندگان در نماز جمعه را زياد نقل كرده و حتى به چهل نفر رساندهاند ، در صدد بودهاند كه آبروى صحابه را حفظ كنند و عجيب اين است كه دربارهء دحيهء كلبى نقل كردهاند : او در حالى در سال نهم هجرى اين كار را انجام مىداد كه هنوز مسلمان نشده بود ! حال آنكه وى از اولين مسلمانهاى خزرج بوده است و آيا در اين صورت تا سال نهم هجرى كافر بوده است ؟ !
( 3 ) . اسباب النزول ، ص 359 - 360 .
( 4 ) . التمهيد ، ج 1 ، ص 107 .
( 5 ) . تغابن ( 64 ) ، 14 .