( 1 ) اين روايت را علامه در الميزان نقل كرده و دو اشكال بر آن وارد كرده است :
اول اينكه ظاهر آيه اين است كه منظور از تحريم ، تحريم تمام زنانش بوده و ماريه را استثناء نكرده است ، زيرا مىفرمايد :
« تَبْتَغِي مَرْضاتَ أَزْواجِكَ »
؛ از اين رو روايت با آيه مطابقت ندارد .
دوم اينكه علت تخصيص را در قول خداوند كه مىفرمايد :
« إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما »
تبيين نكرده است . « 1 »
شايد كه اگر به دو روايت زير توجه كنيم ، جواب را بيابيم :
واحدى با سند خود از ابن عباس از عمر روايت كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر ام ولدش ، ماريهء قبطيه در حجرهء حفصه وارد شد . حفصه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله را با ماريه ديد . او بسيار ناراحت شد و گفت : او را به حجرهء من نياوردهاى و با او خلوت نكردهاى مگر براى اينكه اعتنايى خودت را به من نشان دهى !
آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اين مطلب را به عايشه نگو و در مقابل ماريه را بر خود حرام مىكنم ! حفصه پرسيد : چگونه او را بر خود حرام مىكنى در حالى كه كنيز تو است ؟ پس آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله قسم خورد كه ديگر با ماريه همبستر نشود و فرمود : اين مطلب را مخفى نگهدار ؛ اما حفصه آن را براى عايشه نقل كرد .
به دنبال آن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از زنان خودش به مدت بيست و نه شب كنارهگيرى كرد تا اينكه وحى نازل شد :
« يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ . . . »
« 2 »
( 2 ) و در روايت ديگرى با سند خود از ابن عباس روايت كرده است : حفصه ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را ديد كه در روز مربوط به عايشه ، با ماريه خلوت كرده است . پس به آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله گفت : من عايشه را آگاه خواهم كرد ! رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به وى فرمود : او ديگر بر من حرام باشد كه با وى همبستر شوم ! ولى حفصه ، عايشه را از جريان آگاه كرد و خداوند به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خبر داد كه حفصه چنين كرده است . او به حفصه گفت كه بر خلاف قولى كه داده ، بعضى از اسرار را به ديگرى گفته است .
حفصه پرسيد : چه كسى به تو خبر داده است ؟ فرمود : خداى آگاه و دانا به من خبر داده است . پس از آن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به مدت يك ماه از زنانش كنارهگيرى كرد تا اينكه خداوند نازل فرمود :
« إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ . . . »
« 3 » .
( 3 ) همچنين از ابن عباس ، از الدر المنثور ، از ابن اسعد در طبقات روايت كرده است : حفصه و عايشه با هم رفت و آمد زيادى داشتند . حفصه به منزل پدرش رفت . در اين هنگام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كنيزش ماريه را
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 19 ، ص 239 - 240 .
( 2 ) . اسباب النزول ، ص 367 .
( 3 ) . اسباب النزول ، ص 369 .