منافقان همراه بود ؛ چنان كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله مىفرمود : « پيامبران الهى بيشتر از همه به گرفتارى و مشكلات مبتلا مىشوند و سپس كسانى كه شبيه به انبيا هستند و سپس بعد از آنها به همين ترتيب . . . « 1 » » .
گويى خداوند او را تسلاى خاطر مىدهد ، آنجا كه مىفرمايد :
« لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ
« 2 »
»
؛ آن را براى خودتان شر به حساب نياوريد ، بلكه براى شما خير است .
در اجتماعى كه متصل به وحى الهى است ، خداوند به هنگام بروز چنين حوادثى وحى نازل مىكند و آنان را از مسامحه و غفلت بر حذر مىدارد تا احتياط كنند و در امور مهم زيرك و هوشيار باشند ، زيرا از عوامل سعادتمندى و صلاح يك اجتماع آن است كه اهل فساد و فحشاء شناخته شده باشند تا مردم در كارهاى خود بصيرت داشته باشند و براى اصلاح فسادهايى كه در پيكرهء جامعه ايجاد شده است ، اقدام كنند .
( 1 )
آيات مربوط به اجازه خواستن
آيات سهگانهء بيست و هفتم تا بيست و نهم مربوط به اجازهء خواستن در هنگام ورود به خانهها ( اتاقها ) مىباشد . در اخبار ، شأن نزول خاصى براى اين آيات ذكر نشده است .
قبلا نقل كرديم كه غلام قبطى پيش ماريهء قبطى رفت و آمد مىكرد و براى او آب و هيزم مىبرد ، و مردم به كنايه مىگفتند : غلام عجمى بر زن عجمى وارد مىشود ! « 3 » احتمال دارد كه آيات اجازه خواستن براى ورود به اتاق يا خانه با حادثهء افك مرتبط باشد و اين دستور براى جلوگيرى از تهمت زدن و بر طرف كردن شبهات باشد .
( 2 )
دو آيهء وجوب حجاب
آيههاى 30 و 31 مربوط به وجوب حجاب هستند . بر مردان واجب است كه دامنهاى خود را پاك نگاه دارند و به نامحرمان نگاه نكنند و بر زنان مؤمن واجب است كه به نامحرمان نگاه نكنند و موهاى سر و گلوى خود را بپوشانند تا زينتهايشان ديده نشود .
( 3 ) در شأن نزول اين دو آيه ، مرحوم كلينى در كافى با سند خود از امام باقر عليه السّلام روايت كرده است ، جوانى از انصار در كوچههاى مدينه زنى را ديد كه پيش مىآيد . او به چشم چرانى پرداخت و پس از آن كه زن از
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 252 .
( 2 ) . نور ( 24 ) ، 11 .
( 3 ) . الميزان ، ج 51 ، ص 90 .