تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
خانواده‌ام وارد شوم و ببينم كه مردى او را در بغل گرفته است ، نبايد او را فرارى بدهم تا چهار شاهد بياورم ؟ ! به خدا قسم كه مزاحم او نمىشوم تا از كار خود فارغ شود و برود ! زيرا اگر آنچه را كه ديده‌ام ، بازگو نمايم ، مجبورم كه هشتاد تازيانه را تحمل كنم ! ( 1 ) پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله به انصار فرمود : اى جماعت انصار ، آيا نمىشنويد كه بزرگ شما چه مىگويد ؟ عرض كردند : اى رسول خدا ، او را سرزنش نكنيد ، زيرا مردى غيرتمند است و تا حال با هيچ زن بىحيا و هرزه‌اى ازدواج نكرده است ! و هيچ زنى را طلاق نداده است كه يكى از ما جرأت كند با او ازدواج نمايد ! سعد بن عبادة عرض كرد : اى رسول خدا ، پدر و مادرم به فدايت ، به خدا قسم مىدانم كه اين حكم از جانب خدا و حق است ، اما از آن تعجب كردم و اين حرف را زدم . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : همانا خداوند از غير اين حكم ابا مىكند . و سعد گفت : صدق اللّه و صدق رسوله . و از حسن روايت كرده است : سعد عرض كرد : آيا مىگوييد كه اگر مردى ، كسى را ديد كه با همسرش زنا مىكند و او را كشت ، او را قصاص مىكنيد و اگر خبر داد كه كسى را ديده است كه با همسرش زنا كرده است ، به او هشتاد تازيانه مىزنيد ؟ ! آيا او حق ندارد كه زناكار را با شمشير بزند ؟ ! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : شمشير به عنوان شاه - مىخواست بگويد شاهد - و سكوت كرد . آنگاه فرمود : اگر از مستى و خشم پيروى و اطاعت نشده باشد . ( 2 ) و از ضحاك از ابن عباس روايت كرده است : عاصم بن عدى عرض كرد : اى رسول خدا ، اگر مردى ، كسى را با همسرش ببيند و خبر بدهد كه هشتاد تازيانه مىخورد و اگر به دنبال جمع‌آورى چهار شاهد برود كه كار از كار گذشته است ! آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى عاصم ، آيه همين طور نازل شده است . . . ! آنگاه عاصم به سوى منزل خود حركت كرد . در مسير هلال بن اميه در حالى كه آيه استرجاع را مىگفت ، نزد وى آمد ! عاصم پرسيد : چه شده است ؟ جواب داد : خبر بدى دارم . به منزل رفتم كه شريك بن سمحا را ديدم كه بر روى زنم خوله خوابيده است ! آن دو نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بازگشتند . هلال آنچه را ديده بود ، بازگو كرد . « 1 » او گفت : پس از عشا پيش همسرم رفتم كه او را با مردى ديدم و با گوش‌هايم سخنانش را شنيدم ! رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از اين خبر ناراحت شد ، به گونه‌اى كه آثار آن در چهره‌اش مشخص شد . هلال عرض كرد : اى رسول خدا ، مىبينم كه از سخن من ناراحت شده‌اى ! خدا مىداند كه من راست مىگويم و اميدوارم كه خداوند راه فرجى را براى من قرار دهد . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله مىخواست كه او را بزند ، اما حالت وحى او را فراگرفت و خداوند نازل فرمود :
« وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللَّهِ
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 201 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 290 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى