تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
را بياور كه دربارهء شما قرآن نازل شده است ! او همسرش را از سخن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مطلع كرد . زن او كه صاحب شرافت و مقام در ميان اقوام خود بود ، همراه عده‌اى از آن‌ها نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمد . پس از ورود آن‌ها ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به عويمر فرمود : جلوى منبر بياييد و همديگر را لعن كنيد . عويمر پرسيد : چگونه ؟ فرمود : پيش بيا و بگو : خدا را شاهد مىگيرم كه در آنچه به همسرم نسبت مىدهم ، راستگو هستم . او پيش آمد و اين عبارت را گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آن را دوباره بگو تا اينكه چهار مرتبه آن را تكرار كرد . آنگاه هنگام بيان مرتبهء پنجم ، فرمود : بگو : لعنت خدا بر تو باشد اگر در اين نسبت دادن از دروغگويان باشى . او اين را هم گفت . پس از آن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اگر دروغگو باشد ، اين لعنت به حقيقت خواهد پيوست . سپس به او فرمود : برو كنار . او كنار رفت . ( 1 ) آنگاه به زنش فرمود : همان گونه كه عويمر شهادت داد ، شهادت بده و الّا حدّ الهى را بر تو جارى مىكنم . او به صورت اقوام خود نگاه كرد و گفت : من در اين هنگامهء غروب صورت قوم خود را سياه نمىكنم ! سپس كنار منبر رفت و گفت : شهادت مىدهم كه عويمر بن ساعده به دروغ اين نسبت را به من داده است ! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آن را دوباره بگو . او تا چهار مرتبه آن را تكرار كرد . سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه در مرتبهء پنجم خودت را لعنت كن ، اگر عويمر از راستگويان باشد ! او خودش را لعنت كرد اگر دروغ بگويد . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : واى بر تو ، واى بر تو ، بدان كه اين لعنت به حقيقت خواهد پيوست ، اگر از دروغگويان باشى ! ( 2 ) سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به شوهرش فرمود : برو ، ديگر تا أبد اين زن براى تو حلال نيست ! او عرض كرد : اى رسول خدا ، اموالى را كه هزينه كرده‌ام چه مىشود ؟ ! فرمود : اگر از دروغگويان باشى كه اين اموال از همسرت نسبت به تو دور تر است و اگر از راستگويان باشى ، اموال در مقابل استفاده‌اى است كه از او برده‌اى . سپس فرمود : اگر بچه‌اى كه به دنيا مىآيد ، داراى موى مجعد و چشم‌هايى كوچك و ساق پاهايى باريك بود ، مربوط به رابطهء ناپسند است ؛ زيرا شريك باديه‌نشين چنين اوصافى داشت . و اگر داراى موهاى صاف و چشم‌هاى سياه بود ، مال پدرش مىباشد « 1 » . ( 3 ) اين در حالى كه شيخ طوسى در تبيان از ابن عباس روايت كرده است . اين آيه در مورد هلال بن اميه و همسرش نازل شده است و مرحوم طبرسى در مجمع البيان از عكرمة ، از ابن عباس روايت كرده است : هنگامى كه آيهء :
« وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ »
نازل شد ، سعد بن عبادة گفت : اگر بر
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 98 - 99 . بيان اين اوصاف ، تبيين واقع قضيه است و هيچ حجيتى را به همراه ندارد و بدان قياس نمىشود .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 289 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى