همين باعث شد كه وقتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پس از سه ماه به مدينه بازگشت و پيش ماريه رفت ، از ناراحتى به خاطر اين شايعهء زشت ، مثل ديگ مىجوشيد !
حد تهمتزنندگان
( 1 ) از انس بن مالك نقل شد كه مردم منافق دربارهء غلامى كه پيش ماريهء قبطيه رفت و آمد مىكرد ، مىگفتند :
غلام عجمى است كه بر كنيز عجمى وارد مىشود . « 1 » و حاكم در مستدرك از عايشه روايت كرد : همراه ماريه پسر عمويش بود كه اهل افك مىگفتند : محمد به خاطر علاقه به فرزند ، راضى شده است كه فرزند ديگرى را فرزند خود بداند ! « 2 »
شكى نيست كه متهم كردن ماريهء قبطيه ، از مصاديق بارز تهمت زدن به زنان عفيف بوده است و خداوند در آيهء چهارم سورهء نور كه در همين ايام نازل شده بود ، مىفرمايد :
« وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً . . .
« 3 »
»
؛ كسانى كه نسبت زنا به زنان شوهردار مىدهند ، سپس چهار گواه نمىآورند ، هشتاد تازيانه به آنان بزنيد . . .
اما هيچ روايتى را نداريم كه شأن نزول آيهء فوق را حادثهء مربوط به ماريهء قبطيه بداند .
( 2 )
حكم لعان
حكم لعان در آيات ششم تا دهم سورهء نور مورد بحث قرار گرفته است . لعان اين است كه مردى به همسرش تهمت مىزند ، اما شاهدى ندارد .
( 3 ) مرحوم قمى در تفسير خود نقل مىكند : وقتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در سال نهم هجرى از غزوهء تبوك بازگشت ، عويمر بن ساعده عجلانى انصارى پيش وى آمد و عرض كرد : اى رسول خدا ، شريك بن سمحاء با همسرم زنا كرده و زن من از او حامله شده است ! آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله صورت خود را از او برگرداند . او دوباره سخن خود را تكرار كرد و آن حضرت روى از او برگرداند تا اين عمل چهار بار تكرار شد . آنگاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله برخاست و وارد منزلش شد كه آيات لعان بر او نازل شد .
آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله از منزل خارج شد و پس از اقامهء نماز عصر ، عويمر را فراخواند و فرمود : همسرت
هامش
( 1 ) . الطبقات الكبرى ، ج 8 ، ص 154 .
( 2 ) . مستدرك حاكم ، ج 4 ، ص 39 .
( 3 ) . نور ( 24 ) ، 4 .