تا گردنش را بزنم ! آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : خير ، اگر چنين كنى ، مردم مىگويند كه من اصحاب خودم را به قتل مىرسانم . « 1 »
( 1 )
تعريف زنان
مادر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آمنه دختر وهب بن عبد مناف بن زهره بوده است و بنى زهره منسوب به وى مىباشند . مادر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله هم منسوب به بنى زهره بوده و از بنى مخزوم نيست . و خواهر فاخته ، دختر عمرو بن عائذ بن عمران بن مخزوم نمىباشد ؛ ولى با اين وجود واقدى گفته است كه فاخته خالهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىباشد . او دو غلام به نامهاى : هيت و ماتع داشت كه نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رفت و آمد مىكردند . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فكر مىكرد كه اينها مميّز نشدهاند و چيزى از مسائل زنان نمىفهمند ، براى همين ماتع اگر كارى داشت وارد حجرههاى زنانش مىشد و كسى جلوگيرى نمىكرد .
( 2 ) گويى كه ماتع قبلا در طائف زندگى كرده بود و در آنجا زن زيبايى به نام بادية دختر غيلان را مىشناخت . يك روز از روزهاى محاصرهء قلعهء طائف ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به طور اتفاقى شنيد كه ماتع به عبد الله بن اميّه يا خالد بن وليد مخزومى مىگويد : اگر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فردا قلعهء طائف را فتح كرد ، مواظب باش كه بادية دختر غيلان را از دست ندهى . او هنگامى كه بنشيند خود را جمع مىكند ! و اگر بنشيند و صحبت كند ، گويى كه آواز مىخواند ! و اگر بخوابد ، آرزو مىكند ! و دندانهايى چون برف و موهاى چون دم اسب دارد و . . . وقتى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اين را شنيد ، فرمود : شگفتا ! گويى اين خبيث ؛ جمال و كمال زنها را خوب مىشناسد ! مواظب باشيد كه ديگر بر زنان داخل نشود ! بعدها او و رفيقش را از مدينه دور كرد و دستور داد كه چوپان شترها باشند . « 2 »
( 3 )
آزاد كردن بندگان
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه منادى اعلام كند : هر بندهاى كه از قلعه خارج شود و نزد ما بيايد ، آزاد است .
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 932 - 933 و بر طبق اين خبر ملاحظه مىشود كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله لقب صحابى را بر مثل اين منافق هم اطلاق كرده است ! و با چنين خبرهايى اهل سنت گمان مىكنند كه همهء صحابه عادل هستند ! و آيا استغفار زبانى وى در همان موقع قلبش را مملوّ از ايمان كرده است ؟ ! اى كاش مىدانستيم !
( 2 ) . آنها اظهار كردند كه نياز دارند به مدينه بيايند . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله اجازه داد كه هر جمعه بيايند و كارهاى خويش را انجام دهند و بازگردند . پس از رحلت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله آنها به مدينه بازگشتند ؛ ولى پس از آنكه ابو بكر به حكومت رسيد ، آنها را به جايگاه قبلى خود بازگرداند و پس از مرگ ابو بكر دوباره به مدينه بازگشتند تا آنكه عمر به حكومت رسيد و آنها را به جاى خود بازگرداند ، اما پس از قتل عمر به مدينه آمدند و در آن ماندند ( مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 933 - 934 ) .