كه آنها ذليلتر و ضعيفتر از كسانى هستند كه تا كنون با آنها درگير شدهايم . ما با قريش و هوازن درگير شديم و خدا آنها را متفرق ساخت و شكست داد ! اينها در مقابل آنها همانند روباهى هستند كه به سوراخ خود خزيدهاند و اگر محاصره را ادامه دهيم ، در همان قلعهء خود هلاك خواهند شد .
( 1 ) در اين مورد با عمر بن خطاب سخن گفتند . او گفت : در مورد صلح حديبيه چنان شك كردم كه جز خدا آن را نمىداند ! در آن روز به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اعتراض كردم و حرفهايى زدم كه آرزو مىكنم اى كاش چنان كارى نكرده بودم و در مقابل تمام مال و فرزندانم را از دست مىدادم ! سپس ديدم كه خير خدا بر ما نازل شد و اين به واسطه اقدام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود . به واسطهء صلح حديبيه ، مكّه بدون جنگ و خونريزى فتح شد و مردم مكّه گروه گروه اسلام را پذيرفتند . . . آرى در آن روز مردم اعتراض كردند ؛ ولى خير در همان كارى بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله انجام داد و من هرگز به او مراجعه و با او بحث نخواهم كرد ! ! امر ، امر الهى است و او هر چه را بخواهد به پيامبرش وحى مىكند ! « 1 » واقدى مىنويسد : مردم از اينكه بايد دست از محاصرهء طائف بردارند بسيار ناراحت بودند و اعتراض مىكردند ، براى همين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : فردا وارد جنگ شويد ! فرداى آن روز عدهاى وارد جنگ شدند كه جراحتهايى بر آنها وارد شد . بعد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : ما به خواست خدا حركت خواهيم كرد و ديگران هم نظر پيامبر را پذيرفتند . « 2 »
( 2 ) در مدت محاصرهء طائف ، يك نفر از بنى ليث و چهار نفر از انصار و پنج نفر از قريش كشته شدند و عبد الله بن أبى اميّة بن مغيرهء مخزومى هدف تير قرار گرفت و بعدا كشته شد و همچنين عبد الله بن ابى بكر تيمى مورد هدف تير قرار گرفت و بعد از رحلت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وفات كرد . « 3 »
و در مورد مدّت محاصره ، طبرسى مىنويسد : آن حضرت بيش از ده روز آنها را محاصره كرد . « 4 » و واقدى مىنويسد : بعضى مىگويند كه پانزده روز و بعضى مىگويند كه هيجده روز و بعضى ديگر مىگويند كه نوزده روز آنها را محاصره كرد و در طول اين مدت نمازها را به صورت شكسته در دو خيمهاى كه براى دو همسرش برپا شده بود ، به جاى مىآورد . « 5 » و ابن هشام نقل كرده است كه هفده شب و ابن اسحاق گفته است كه بيست و چند شب آنها را محاصره كرد . « 6 »
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 936 .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 937 .
( 3 ) . سيرهء ابن اسحاق 7 ج 4 ، ص 129 و مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 938 .
( 4 ) . إعلام الورى ، ج 1 ، ص 233 .
( 5 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 927 .
( 6 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 125 .