تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
( 1 )

بازگشت شكست‌خوردگان

قمى در تفسير خود مىنويسد : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به عمويش عباس فرمود : اى عباس ، بالاى اين تپه برو و فرياد بزن : اى اصحاب بقره ! اى اصحاب شجره ! به كجا فرار مىكنيد ؟ ! اين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است كه شما را فرامىخواند . عباس اين كار را انجام داد و هنگامى كه انصار صداى او را شنيدند ، برگشتند در حالى كه مىگفتند : لبيك لبيك . . . و غلاف شمشيرهاى خود را مىشكستند ، امّا از روبرو شدن با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شرم داشتند ، از اين رو به زير پرچم‌هاى خودشان بازگشتند و نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيامدند . پس از مدتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از عباس سؤال كرد : اين‌ها چه كسانى هستند ، اى ابو الفضل ؟ ! جواب داد : اينها انصار هستند كه با مشركان درگير شده‌اند ، اى رسول خدا . « 1 » ( 2 ) شيخ مفيد مىنويسد : هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آنها را ديد ، پا در ركاب گذاشته و به حالت ايستاده در آمد و فرمود : الان آتش تنور جنگ گرم شده است . و اين شعر را خواند :
همانا من پيامبر خدا هستم و هيچ دروغى در اين نيست * و همانا من پسر عبد المطلب هستم . « 2 »
قمى مىنويسد : سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به ابو سفيان بن حارث گفت : مشتى از سنگريزه‌ها را به من بده . پس از آنكه كه سنگريزه‌ها را گرفت ، آنها را به روى مشركان پاشيد و فرمود : رويتان زشت باد ! « 3 » ( 3 ) و طبرسى در إعلام الورى از سلمة بن اكوع روايت مىكند : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خودش از قاطر پياده شد و مشتى سنگريزه برداشت و سپس سوار مركب شد و آنها را به روى مشركان پاشيد و فرياد زد : رويتان زشت باد ! به دنبال آن هيچ كدام از مشركان نبودند ، مگر اينكه مقدارى از آن يك مشت سنگريزه به چشمش ريخته بود ، براى همين فرار كردند و مسلمانان آنها را تعقيب كرده و به قتل مىرساندند و در اين اوضاع مالك بن عوف هم فرار كرد . « 4 » ( 4 ) در اين قسمت واقدى روايتى را نقل مىكند كه شكست اوليهء خالد بن وليد را به همراه بنى سليم كه در مقدمه سپاه بودند بيشتر توضيح مىدهد . او مىنويسد : وقتى كه مسلمانان بازگشتند و به تعقيب هوازن پرداخته و آنها را مىكشتند افرادى از بنى سليم در ميان خود فرياد مىزدند : دست از كشتن فرزندان
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 287 . ( 2 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 143 ، و مرحوم صدوق در الفقيه ، ج 4 ، ص 377 آن را روايت كرده است . ( 3 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 287 . و واقدى در ج 3 ، ص 810 آن را با سند خود از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت كرده است . و بعد از آن در ج 3 ، ص 898 - 899 از زهرى از كثير بن عباس بن عبد المطلب روايت كرده است : كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به عباس گفت : مشتى سنگريزه بده ! و شكى نيست كه جابر بن عبد الله انصارى در نقل روايت مطمئن‌تر است . ( 4 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 912 - 913 .