داشت كه پرچمى سياه رنگ بالاى آن بسته بود . او به پيش مىرفت و پرچم را برافراشته نگاه مىداشت تا مشركان به دنبال او پيشروى كنند . او وقتى كه مشاهده كرد به پيروزىهايى دست يافتهاند ، بر مسلمانان حملهور شده و رجز مىخواند :
من ابو جرول هستم كه بازنمىگردم تا بر اين قوم پيروز شويم يا مغلوب شويم .
على عليه السّلام بر او حملهور شد و ضربهاى بر شترش زد و آن را ساقط كرد و سپس ضربهاى به خودش زد و او را به هلاكت رساند و در همين حال اين رجز را مىخواند :
به درستى كه اين قوم از صبح مىدانستند كه من در صحنهء كارزار مردى كار كشته هستم .
پس از آن كه على عليه السّلام ابو جرول را ساقط كرد ، قومش متلاشى شدند و مسلمانان به طور دسته جمعى بر آنها حملهور شدند كه على عليه السّلام در پيشاپيش آنها حركت مىكرد و به تنهايى چهل نفر را هلاكت رساند . « 1 »
به دنبال قتل ابو جرول و چهل نفر از مشركان به دست على عليه السّلام ، نظم و آرايش و اتحاد مشركان از هم متلاشى شد و همين باعث شكست آنها و پيروزى مسلمانان گرديد . « 2 »
هامش
( 1 ) . كلينى آن را با سند خود از أبان أحمر بجلى از امام صادق عليه السّلام در روضه كافى ، ص 308 روايت مىكند و مرحوم مجلسى آن را از او در بحار الانوار ، ج 21 ، ص 176 نقل مىكند و در كتاب روضهء كافى كلمهء أبان جا افتاده است .
( 2 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 143 ، 144 و 150 . و يعقوبى در ج 2 ، ص 63 مىنويسد : على عليه السّلام به پرچمدار هوازن نزديك شد و او را به قتل رساند و همين باعث شكست آنها گرديد . و منظور وى همان ابو جرول بوده است .
و ابن اسحاق در ج 4 ، ص 86 - 88 با سند خود از جابر بن عبد الله انصارى روايت مىكند : على بن أبي طالب عليه السّلام و يكى از انصار قصد ابو جرول را كردند كه على عليه السّلام از پشت به او نزديك شد و شتر را پى كرد و مرد انصارى ضربهاى بر ساق پاى او زد و آن را قطع كرد .
امّا واقدى در ج 2 ، ص 902 آن را به صورت مرسل نقل كرده و مرد انصارى را ابو دجانه دانسته و گفته است : او بود كه شتر را پى كرد و به همراه على عليه السّلام به ابو جرول حملهور شدند و على دست راست و ابو دجانه دست چپ او را قطع كردند .
پس از آن اسب سوارى پيش آمد كه پرچمى در دست داشت كه على و ابو دجانه بر او حملهور شدند و او را كشتند و هيچ كدام غنائم اين دو نفر را برنداشتند و ابو طلحه زيد بن سهل وسايل آنها را برداشت ؛ امّا اين دو نفر به شدت مشغول كارزار در پيش روى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بودند .
اما در مورد تعداد كشتههاى هوازن به زودى از ابن اسحاق در سيرهاش ، ج 4 ، ص 92 نقل خواهد شد كه هفتاد نفر از آنها كشته شدند . و در مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 907 آمده است كه نزديك صد نفر كشته شدهاند . در مجمع البيان ، ج 5 ، ص 30 هم مطلب به همين صورت آمده است . و مسعودى در التنبيه و الاشراف ، ص 235 نقل كرده است كه آنها صد و پنجاه نفر بودند . بنابراين واقدى سى نفر و مسعودى پنجاه نفر را افزوده است و بنابر قول اول نيمى از افراد را على عليه السّلام به هلاكت رسانده و بنا بر قول دوم ، يك سوم مشركان را به هلاكت رسانده و دو سوم باقيمانده را ساير مسلمانان به قتل رساندهاند و شايد براى همين در دعاى ندبه آمده است : « فأودع قلوبهم احقادا بدرية و خيبرية و حنينية » .