تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
( 1 )

زنان ثابت قدم

واقدى مىنويسد : امّ حارث انصارى مردم را ديد كه فرار مىكنند ، براى همين فرياد زد : به خدا سوگند كه چنين روزى را نديده بودم كه مردم اين گونه فرار كنند ! هر كس از شترم عبور كند او را مىكشم ! در همين حال همسرش ابو حارث را ديد كه بر شتر خود سوار است و مىخواهد كه به ديگران بپيوندد ! جلوى او را گرفت و گفت : اى حارث ! آيا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را تنها مىگذارى ؟ ! و افسار شترش را در دست گرفت و آن را رها نمىكرد تا او را برگرداند . و در همين حال عمر بن خطاب از كنار او گذشت . ام حارث به او گفت : اى عمر ! چه شده است ؟ ! عمر گفت : تقدير الهى است ! « 1 » ( 2 ) و در تفسير قمى آمده است : نسيبه دختر كعب مازنى خاك به صورت فراريان مىپاشيد و فرياد مىكشيد : از خدا و رسولش به كجا فرار مىكنيد ؟ ! و وقتى كه [ فلانى ؟ ] از كنارش گذشت به او گفت : واى بر تو ، اين چه كارى است كه مىكنى ؟ ! جواب داد : اين تقدير الهى است . « 2 » ( ) واقدى اشاره كرده است كه ابو طلحه زيد بن سهيل انصارى از ثابت قدم‌ها و يا از اولين كسانى بود كه به سوى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بازگشت . او همسر ام سليم ، دختر ملحان و مادر أنس بن مالك انصارى بوده است . و از او - امّ عمارة - روايت شده است كه او شمشيرى به دست گرفته و ثابت قدم مانده بود و امّ سليط و ام سليم نيز كه به عبد الله بن ابى طلحه حامله بود در كنارش مقاومت مىكردند . او خنجرى در دست گرفته بود و بر سر انصار فرياد مىكشيد : اين چه بازگشتى است اى انصار ؟ ! چرا فرار مىكنيد ؟ ! در همين حال يكى از افراد هوازن را ديد كه بر شترى سوار است و پرچمى در دست دارد و مسلمانان را تعقيب مىكند . او فورا جلويش را گرفت و شترش را پى كرد . شتر بر زمين ساقط شد و او با خنجرش به آن مرد حمله كرد و او را از پاى درآورد و شمشيرش را برداشت ! او مىگويد : بعضى از مسلمانان تا نزديكىهاى مكه فرار كرده بودند ! و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شمشير را بلند كرده بود و فرياد مىزد : اى اصحاب سورهء بقره ! پس از آن مسلمانان بازگشتند ، در حالى كه انصار شعار خودشان را كه همان شعار اوس بود ، مىدادند و مىگفتند : بنى عبيد اللّه و مهاجران شعار مىدادند : بنى عبد الرحمن و ساير مسلمانان شعار مىدادند : يا خيل اللّه ! و بدين ترتيب دو پسرم ! حبيب و عبد الله هم با آنها بازگشتند . « 3 »
هامش
- به اين ترتيب تعداد افراد از بنى هاشم و غيره به هفده نفر مىرسد و شايد كه آن نه نفرى را كه ذكر كرديم در اول برگشته بودند و سپس ديگران به دور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جمع شده‌اند . و در مورد عمر خبر خاصى را از يكى از زنانى كه ثابت قدم مانده بود ، نقل خواهيم كرد و در مورد عقيل بن أبي طالب سخن خواهيم گفت كه چگونه با مشركان جنگيد و در حالى كه از شمشيرش خون مىچكيد ، وارد مكه شد . ( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 904 و در ج 3 ، ص 908 مثل همين از ابى قتاده روايت شده است . ( 2 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 287 و اين سخن از اولين سخنانى است كه قضا و قدر را به معناى جبرى مىداند ! ( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 903 . البته قبلا گفته شد كه وى به عبد الله حامله بوده است و شايد كه يكى از اين دو پسر ، عبيد الله بوده است .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 234 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى