تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
ميان ما راستگوترين و نيكوكارترين ما بودى . . . پس من شهادت مىدهم كه لا إله الا الله و شهادت مىدهم كه تو بنده خدا و رسول او هستى . آنگاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله همسرش را با همان نكاح سابق « 1 » به او برگرداند و اين بدان جهت بود كه اسلام آوردن عكرمه در زمان عدهء همسرش بود ؛ زيرا همسرش قبل از وى اسلام آورده بود و دوران عدّه را مىگذراند . « 2 » ( 1 )

فضل و بخشش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله

نقل شده است كه خواهر حليمهء سعديه از بنى سعد بن بنى بكر بعد از فتح مكه بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه در أبطح به سر مىبرد ، وارد شد . پس از آنكه وى خودش را معرفى كرد ، آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله او را شناخت . وى همراه خود ظرفى از كشك و خيكى از روغن آورده بود كه به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هديه كند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را به اسلام دعوت كرد . پس از آن كه اسلام آورد ، دستور داد كه هديه‌اش را قبول كنند . سپس از او دربارهء حليمهء سعديه سؤال كرد . گفت : او مدتى قبل فوت كرده است . اشك از چشمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله جارى شد . سپس از او درباره بازماندگان حليمه سؤال كرد . گفت : برادران و خواهرانت باقى مانده‌اند . آنها به علت از دست دادن سرمايهء خود ، احتياج به كمك شما دارند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه يك لباس و يك شتر و دويست درهم به او بدهند . او در حالى كه مىرفت ، مىگفت : به خدا سوگند كه خوب نعمتى در ايام كودكىات بودى و مردى خوب و پربركت در بزرگىات هستى ! « 3 » ( 2 ) واقدى با سند خود از ابن عباس روايت مىكند : يكى از دوستان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از طايفهء ثقيف بعد از فتح مكه بر آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله وارد شد . او همراه خود ظرفى از شراب به عنوان هديّه آورده بود ! آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به وى فرمود : مگر نمىدانى كه خدا آن را تحريم كرده است ؟ ! آن مرد غلامش را همراه ظرف شراب به جايى فرستاد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از او پرسيد : او را به كجا فرستادى ؟ گفت : او را فرستادم كه اين شراب را بفروشد ! آن حضرت فرمود : خدايى كه شراب‌خوارى را حرام كرده است ، خريدوفروش آن را هم حرام كرده است و دستور داد كه آن را بر زمين ريختند .
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 852 و در بقيهء خبر آمده است : نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به عكرمه فرمود : بگو من مسلمان مهاجر هستم ، در حالى كه از آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است كه فرمود : « لا هجرة بعد الفتح » . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 855 عده‌اى از كسانى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آنها را مهدور الدم اعلام كرده بود و بعدا اسلام آوردند و امان گرفتند ، عبارتند از : وحشى ، قاتل حمزه كه به طائف فرار كرد تا اينكه به همراه هيأتى از طائفىها به مكه آمد و مسلمان شد و امان گرفت . هبّار بن اسود كه در روز هجرت زينب ، دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را ترسانده و باعث سقط جنين او شده بود . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله او را مهدور الدم اعلام كرده بود و براى همين در روز فتح فرار كرده بود و بعدا از جعرانه به مدينه رفت و اسلام آورد و أمان گرفت . خبر اين‌ها را به ترتيب تاريخى در جاى خود نقل خواهيم كرد . ( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 869 .