تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
خدا صلّى اللّه عليه و آله در أبطح آمدند در حالى كه دخترش فاطمه عليها السّلام و همسرش امّ سلمه و تعدادى از زنان بنى عبد المطلب نزد وى بودند . او نام پنج نفر از آنها را اين گونه ذكر كرده است : هند دختر عتبه ، هند دختر منبّه بن حجّاج و همسر عمرو بن عاص مادر عبد اللّه ، امّ حكيم دختر حارث بن هشام مخزومى و همسر عكرمة بن ابى جهل ، بغوم دختر معذّل كنانيه و همسر صفوان بن اميّه ، و فاطمه دختر وليد بن مغيرهء مخزومى . « 1 » ( 1 ) اين در حالى است كه طبرسى در مجمع البيان روايت مىكند : نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله وقتى كه در كوه صفا بود با زنان بيعت كرد و عمر بن خطاب پايين‌تر از وى نشسته بود . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : با شما بيعت مىكنم كه چيزى را شريك خدا قرار ندهيد . هند دختر عتبه از ترس اينكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را بشناسد ، نقاب زده و به صورت ناشناس در مجلس حاضر شده بود و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در آن روز از مردان فقط بر سر اسلام و جهاد بيعت گرفته بود ، براى همين هند گفت : تو از ما بر سر چيزى بيعت مىگيرى كه از مردان چنين بيعتى نگرفتى ؟ ! رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در مورد سخن وى سكوت كرد و در ادامه سخنانش فرمود : و از شما بيعت مىگيريم كه دزدى نكنيد . در همين حال ابو سفيان در گوشه‌اى ايستاده بود و حرف‌هاى آنها را مىشنيد كه هند گفت : ابو سفيان مرد خسيسى است ، براى همين مقدارى از مالش را بدون اجازه‌اش بر مىدارم و نمىدانم كه حلال است يا نه ؟ ! ابو سفيان گفت : آنچه را كه قبلا برداشته‌اى و مصرف كرده‌اى براى تو حلال است ! رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را شناخت و خنديد و پرسيد : آيا تو دختر عتبه هستى ؟ ! جواب داد : بله يا رسول اللّه ، از گذشته‌ها بگذر ، خدا از تو بگذرد ! رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در ادامه سخنانش فرمود : و زنا نكنيد . هند دوباره به سخن آمد و گفت : مگر زن آزاد هم تن به زنا مىدهد ؟ ! عمر بن خطاب به خاطر رابطه‌اى كه بين او هند در جاهليت بود به خنده افتاد ! سپس فرمود : و فرزندان خود را نكشيد . هند گفت : آنها را در كودكى بزرگ كرديم و در بزرگى آنها را كشتيد [ و منظورش فرزندش ، حنظلة بن ابى سفيان بود كه بدر به دست على بن أبي طالب كشته شده بود ] . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله لبخندى زد و فرمود : و به كسى بهتان نزنيد . هند گفت : به خدا قسم كه بهتان و افترا زشت است و ما را جز به مكارم اخلاق و راه رشد امر نمىكنى . آن حضرت در ادامه اين آيهء شريفه را خواند :
« وَ لا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ . . . »
؛ و در معروف از تو نافرمانى نكنند . هند گفت : وقتى كه به اين مجلس آمده‌ايم منظور ما اين بوده است كه در هيچ معروفى از تو نافرمانى نكنيم . « 2 »
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 850 و در مورد أبطح ، بلادى در معجم معالم مكه مىنويسد : هنگامى كه از طرف مشرق از ريع الحجون به سوى منحنى چاه شيبه گذشتى ، آنجا ابطح است و امّا بطحاء از ابتداى سرازيرى ريع الحجون به سوى مسجد الحرام است . ( 2 ) . مجمع البيان ، ج 9 ، ص 414 .