تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
خزاعى وقتى كه او را ديد ، پرسيد : تو جنيدب بن أدلع ، قاتل أحمر هستى ؟ ! گفت : بله « 1 » ، من قاتل أحمرم ، مگر چيست ؟ ! ( 1 ) جندب به سرعت رفت و خراش بن اميّهء كعبى خزاعى را ملاقات كرد و او را از آمدن جنيدب با خبر كرد و او را به كشتن وى تشويق نمود . خراش شمشيرش را برداشت و همراه جندب به آن محل آمد و جنيدب را ديد كه به ديوار تكيه كرده و براى مردمى كه اطرافش جمع شده‌اند ، صحبت مىكند . او فرياد زد : از اين مرد فاصله بگيريد ! مردم كنار رفتند و خراش با شمشير به او حمله كرد و آن را در شكمش فرو كرد . دل و روده‌اش بيرون ريخت و در حالى كه خون از جاى شمشير فواره مىزد ، گفت : اى بنى خزاعه ، آخر كار خودتان را كرديد ؟ ! و بر زمين افتاد و جان داد . ( 2 ) اين خبر به گوش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد و فرمود : « به درستى كه خراش قاتل است » . و ابن اسحاق با سند خود از ابى شريح خزاعى روايت كرده است : يك روز پس از فتح كه خزاعه ، هذلى را كه هنوز مشرك بود به قتل رساندند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پس از نماز ظهر برخاست و فرمود : « اى مردم ، همانا خداوند مكّه را از روزى كه آسمان‌ها و زمين را آفريد ، حرم أمن قرار داد و هميشه حرام خواهد بود تا روز قيامت ؛ بنابراين براى هر مردى كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد ، جايز نيست كه در آن خونى را بريزد يا درختى را قطع كند و اين براى هيچ كس كه قبل از من بوده و يا بعد از من مىآيد ، حلال نبوده و نيست . و براى من هم جز در يك ساعت از روز حلال نبوده است « 2 » و آن هم از روى خشم بر اهل آن بوده است ! آگاه باشيد كه پس از آن ساعت حرمت حرم به حالت قبلى خود بازگشته است و اين را شاهدان به غايبان برسانند . اگر كسى گفت كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حرم افرادى را به قتل رسانده است ، بگوييد : خداوند آن را براى رسول خودش حلال كرده بود و براى شما حلال نكرده است . اى جماعت خزاعه ، از كشتن افراد دست برداريد كه كشتن زياد شد ، اگر نفعى داشته باشد . شما كسى را كشتيد كه بايد ديهء او را حتما بدهم . و بعد از اين اگر كسى كشته شود ، صاحبان خون او مىتوانند او را قصاص كنند يا ديه بگيرند » . ( 3 ) ابن هشام گفته است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى آن مرد كه خزاعه او را كشته بودند ، صد شتر ديه داد . « 3 » امّا واقدى با سند خود از عمران بن حصين روايت كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اگر مىتوانستم كه مسلمانى را به جاى كافرى قصاص كنم ، هرآينه خراش را به جاى هذلى مىكشتم . سپس به خزاعه دستور
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 832 و در سيرهء ابن اسحاق گاهى ابن أثوع و گاهى ابن أكوع ضبط گرديده است . ( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 844 و تا اينجا در فروع كافى ج 1 ، ص 228 آمده است . ( 3 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 58 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 201 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى