اى واى ! اى كاش مىمردم و نمىشنيدم كه بلال ، بالاى كعبه عرعر مىكند .
و حكم بن ابى العاص گفت : به خدا قسم كه اين واقعه بزرگى است كه بردهء بنى جمح ، بر بالاى ساختمان ابى طلحه [ ! ] جيغ بكشد ! و سهيل بن عمرو گفت : اگر خدا از اين كار خشمگين باشد ، آن را تغيير مىدهد و اگر مورد رضايتش باشد ، آن را به حال خود وامىگذارد ! و ابو سفيان گفت [ ؟ ! ] : من چيزى نمىگويم :
چون اين سنگريزهها براى محمّد خبر مىبرند ! آنها از ترس كشته شدن در بالاى كوهها پنهان شده بودند « 1 » و جبرئيل بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نازل شد و او را از سخنان آنها آگاه كرد . « 2 »
( 1 )
خطبهء روز دوم
گفته شد كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله وارد مسجد الحرام شد و طواف به جاى آورد و سپس داخل كعبه شد و پس از آن خطبهاى ايراد كرد . آنگاه نماز را به جاى آورد و سپس گفت : اى جماعت مسلمانان ! سلاحهاى خود را بر زمين بگذاريد و تنها خزاعه تا هنگام نماز عصر مىتوانند از بنى بكر انتقام بگيرند . « 3 » با دخول وقت نماز عصر ، ساعتى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را براى قصاص گرفتن خزاعه ، از بنى بكر تعيين كرده بود ، به اتمام رسيد . از جمله خونخواهىهاى خزاعه از غير بنى بكر ، از هذيل بود ؛ زيرا هذيلىها در زمان جاهليت بر طايفهء بنى اسلم از خزاعه يورش برده بودند . جنيدب بن أدلع هذلى ، فرماندهى بنى هذيل را بر عهده داشت . او يكى از شجاعان بنى اسلم از خزاعه به نام أحمر را به قتل رسانده بود . و گويى كه در پناه اسلام امان يافته و در فرداى روز فتح وارد مكه شده بود . « 4 »
( 2 ) مردم همگى امان داده شده بودند . او راه مىرفت و از مردم در مورد جريان فتح مكه سؤال مىكرد و اين در حالى بود كه هنوز مشرك بود . « 5 » در اين حال عدهاى دور او جمع شدند تا چگونگى كشتن أحمر كه فردى شجاع بود و چگونگى يورش بر بنى اسلم از خزاعه را تعريف كند . جندب بن أعجم اسلمى
هامش
( 1 ) . در اين صورت ابو سفيان چه تناسبى با آنها دارد ؟ و اين دلالت بر چه مىكند ؟ ! .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 846 و خبرى مثل همين گذشت كه در مورد عمرهء قضا از سعيد بن مسيّب نقل شده بود و آن مناسبتر است . و با سندى از زهرى روايت كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پانزده روز در مكه اقامت كرد - و بنابر خبرى بيست شب - و در اين مدت نمازهايش را شكسته مىخواند ، ج 2 ، ص 871 و شيخ طوسى در التبيان ، ج 3 ، ص 448 از سليمان بن بريده از پدرش نقل كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى هر نمازى وضو مىگرفت و در سال فتح چند نماز را با يك وضو مىخواند . براى همين عمر از او سؤال كرد : كارى را انجام مىدهى كه قبلا انجام نمىدادى ؟ فرمود : آن را عمدا انجام مىدهم ، اى عمر ! و از او در مجمع البيان ، ج 3 ، ص 253 آمده است .
( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 838 - 839 .
( 4 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 57 .
( 5 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 57 .