تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
جز جنگ نداشتم . خداوند ما را پيروز كرد و آنها به هر سو فرار كردند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : خداوند به خير بگذراند . آنگاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : سلاح‌ها را بر زمين بگذاريد ، مگر خزاعىها عليه بنى بكر كه تا نماز عصر وقت دارند . و اين ساعتى است كه تنها براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تجويز شده است و براى هيچ كس پيش از او تجويز نشده است . « 1 » در نتيجه خزاعىها ، عده‌اى از بنى بكر را پيش از نماز عصر به قصاص كشته‌هاى خود به قتل رساندند . ( 1 )

اذان ظهر

طبرسى در إعلام الورى در خبر أبان از بشير نبّال از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است : ظهر « 2 » فرا رسيد و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه بلال بالاى كعبه برود و اذان بگويد . . . عكرمه گفت : به خدا قسم كه دوست نداشتم ببينم ، بلال بر بالاى كعبه عرعر مىكند ! و [ عتّاب « 3 » ] بن اسيد گفت : شكر خداى را كه ابو عتّاب مرد و نبود تا اين روز را ببيند كه بلال بن رباح بر بالاى كعبه ايستاده است ! و با انصاف‌ترين آنها سهيل بن عمرو بود كه گفت : كعبه ، خانهء خداست و اين را مىبيند و اگر بخواهد آن را تغيير مىدهد . « 4 » ابو سفيان گفت : من چيزى نمىگويم . به خدا قسم گمان مىكنم كه اگر حرفى بزنم اين ديوارها محمد را باخبر مىكنند . « 5 » ( 2 ) ابن هشام مىافزايد : آنها كنار كعبه بودند كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بر آنها وارد شد و فرمود : مطلع شدم كه چه گفتيد . سپس سخنانشان را بر آنها بازگو كرد . حارث بن هشام و عتّاب بن اسيد گفتند : به خدا قسم كه هيچ كدام از ما ، پيش تو نيامده است كه بگوييم او تو را مطلع كرده است ؛ بنابراين شهادت مىدهيم كه تو پيامبر خدا هستى . « 6 » و در خبر أبان آمده است كه عتّاب گفت : اى رسول خدا ، به خدا سوگند كه اين سخنان را گفته‌ايم و از خدا آمرزش مىخواهيم . سپس اسلام آورد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را عامل خود در مكّه قرار داد . « 7 » ( 3 ) اين مطلب را واقدى با سند خود از ابن مسيّب چنين نقل مىكند : هنگامى كه بلال اذان مىگفت ، صدايش را تا حد امكان بلند كرد . وقتى كه به « اشهد انّ محمدا رسول اللّه » رسيد ، خالد بن اسيد گفت : سپاس خداى را كه به پدرم لطف كرد و از دنيا رفت و نبود تا اين صدا را بشنود ! و حارث بن هشام گفت :
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 838 - 839 . ( 2 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 98 ، حديث 158 و صفحهء 162 ، حديث 252 و همچنين در مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 737 و در دلائل النبوّة بيهقى ، ج 4 ، ص 328 . در اين خبر نماز عصر آمده است . ( 3 ) . در منبع آمده است : خالد و سپس عذر خواهى عتّاب را ذكر مىكند . ( 4 ) . خواهد آمد كه وى وارد منزل رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شد تا به او امان دهد و شايد كه اين بعد از امان دادن به او باشد . ( 5 ) . مگر او مسلمان نشده بود ؟ ! بنابراين به جمع آنها مىرود و چنين سخنانى مىگويد ؟ ! . ( 6 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 56 . ( 7 ) . إعلام الورى ، ص 226 و الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 98 ، حديث 158 و 163 ، حديث 252 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 199 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى