تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
اين روايت اقتضا مىكند كه خبرى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به آنها رسيده باشد و بدانند كه حركت كرده و قصد آنها را دارد و همين امروز يا فردا به سراغشان مىآيد . ( 1 ) گمان مىكنم كه همين دليل خروج عباس بن عبد المطّلب با خانواده‌اش و برادرزاده‌اش ابو سفيان بن حارث بن عبد المطّلب و خواهرزاده‌اش ، عبد اللّه بن ابى اميّهء مخزومى [ كه عمّه‌زادهء ابو سفيان بن حارث و برادر امّ سلمهء مخزومى از طرف پدرش بوده است ] از مكّه مىباشد . و همين دليل خروج ابو سفيان صخر بن حرب به همراه حكيم بن حزام مىباشد كه در همان شب وصول لشكر اسلام به مرّ الظّهران در پشت مكّه بيرون آمده بودند و الّا چه دليلى داشته است كه او در آن وقت شب خارج شود و در هر حال اين اخبار خواهد آمد . ( 2 )

در مرّ الظّهران ، پشت مكه

طبرسى مىنويسد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در مرّ الظّهران فرود آمده بود ، در حالى كه قريش بىخبر مانده بودند و خبرى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به آنها نمىرسيد . « 1 » واقدى مىنويسد : مسلمانان در مرّ الظّهران اردو زده بودند و قريش هيچ اطلاعى از حركت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به سوى آنها نداشتند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به هنگام عشاء به مرّ الظّهران رسيد و به اصحابش دستور داد كه آتش روشن كنند و آنها ده هزار آتش روشن كردند ! قريشيان به اتفاق نظر ، ابو سفيان بن حرب را فرستادند تا اخبارى را كسب كند و به او گفتند : وقتى محمد را ملاقات كردى ، اگر در ميان اصحابش سستى و بىحالى را مشاهده كردى به او اعلام جنگ كن و الّا براى ما امان بگير ! ( 3 ) ابو سفيان و حكيم بن حزام خارج شدند . در راه بديل بن ورقاء را ديدند . آنها همگى با هم حركت كردند ، وقتى كه به أراك در مرّ الظّهران رسيدند ، خيمه‌هاى لشكر و آتش‌ها را ديدند و صداى مداوم اسب‌ها و شترها را شنيدند . همين ترس و وحشت شديدى در آنها ايجاد كرد . « 2 » آنها به بديل گفتند : اين‌ها بنى كعب از خزاعه هستند كه براى جنگ اجتماع كرده‌اند ! بديل گفت : اين‌ها بيشتر از بنى كعب هستند ! بعضى از آنها گفتند : آيا هوازن هستند كه به دنبال آب و علف وارد سرزمين ما شده‌اند ؟ گفتند : به خدا سوگند كه نمىدانيم ، ولى فراوانى اين لشكر همانند روزى است كه عدهء زيادى از حجّاج جمع مىشوند . « 3 »
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 846 . ( 2 ) . بنابراين ، قريشيان ابو سفيان را فرستادند تا كسب خبر كند و اين به خاطر ديدن آتش‌ها نبوده است و همچنين حتى يك كلمه به آنها نرسيده بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به سوى آنها حركت كرده است ؛ بنابراين براى چه متّفق القول شدند كه ابو سفيان را بفرستند ؟ ! مگر اينكه همان چيزى را بگوييم كه كمى قبل ترجيح داديم . ( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 814 .