تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
اسيد ساعدى بود . و پرچم‌هاى خزرج عبارت بودند از : پرچم حارث بن خزرج كه در دست عبد اللّه بن زيد بود و پرچم بنى سلمه كه در دست قطبة بن عامر بن حديدة بود و پرچم بنى مالك بن نجّار كه در دست عمارة بن حزم بود و پرچم بنى مازن كه در دست سليط بن قيس بود . و مهاجران سه پرچم داشتند كه يكى در دست على بن أبي طالب عليه السّلام و يكى در دست زبير و ديگرى در دست سعد بن ابى وقاص بود . « 1 » ( 1 )

افطار روزه و نافرمانان

طبرسى در إعلام الورى از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حالى براى غزوهء فتح خارج شد كه خودش روزه‌دار بود و مردم نيز روزه‌دار بودند . وقتى در كراع الغميم « 2 » فرود آمد ، افطار كرد و مردم نيز افطار كردند ، مگر عدهء كمى كه عصاة ؛ يعنى نافرمانان ناميده شدند ؛ زيرا روزهء خود را نگه داشته بودند . « 3 » ( 2 ) كلينى در فروع كافى با سند خود از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در ماه رمضان همراه مردم از مدينه به سوى مكه حركت كرد و عده‌اى از ياران آن حضرت پياده بودند . وقتى كه به كراع الغميم رسيدند ، آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله درخواست كرد كه ظرف آبى آوردند و آن را جلوى همه نوشيد و مردم نيز افطار كردند به جز عده‌اى كه روزهء خود را نگاه داشتند و عصاة ناميده شدند . « 4 » ( 3 ) واقدى آن را با سند خود از جابر بن عبد اللّه انصارى اين گونه روايت كرده است : هنگامى كه ما بين ظهر و عصر در كديد بوديم ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ظرف آبى را به دست گرفت به طورى كه مسلمانان آن را ديدند و سپس روزهء خود را افطار كرد . به اطلاع آن حضرت رسيد كه عده‌اى روزهء خود را افطار نكرده‌اند . فرمود : كه آنها عصاة هستند . « 5 » ( 4 ) و ابن اسحاق مىنويسد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با مردم خارج شد در حالى كه همه روزه‌دار بودند و وقتى كه
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 800 و خواهد آمد كه پرچم فتح در دست سعد بن عباده بود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را به على عليه السّلام منتقل كرد . ( 2 ) . كراع الغميم ، كوه سياهى است كه 8 ميل بعد از منزل عسفان قرار دارد ؛ مجمع البحرين ، ج 4 ، ص 386 و معجم البلدان ، ج 4 ، ص 443 و أطلس تاريخ اسلام نقشه‌هاى شماره 41 و 42 . ( 3 ) . إعلام الورى ، ج 1 ، ص 219 و تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 58 . ( 4 ) . فروع كافى ، ج 4 ، ص 127 ، حديث 5 و كتاب الفقيه ، ج 2 ، ص 91 ، حديث 407 . تمام خبر به اين صورت است : تنها به آخرين فرمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عمل مىشود . و همين ثابت مىكند كه امر به افطار بعد از آن بوده است كه روزه و افطار در سفرها تخيير شده بود ، لذا در اينجا تا أواخر راه روزه بوده‌اند و سپس افطار نموده‌اند . ( 5 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 802 البته او قبلا در ج 1 ، ص 22 جريان غزوهء بدر روايت كرده است : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله وقتى كه از مدينه خارج شد و به خانه‌هاى سقيا كه متصل به مدينه است ، رسيد روزه‌اش را افطار كرد . پس شايد اين افطارى كه در اواخر راه مكّه انجام شده ، مخصوص بنى سليم و بنى كعب بن عمرو از خزاعه بوده است كه در آنجا به او ملحق شده‌اند .