تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
( 1 ) هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پيش امّ سلمه آمد ، به او عرض كرد : اى رسول خدا ، پدر و مادرم به فدايت باد . چرا تمام مردم از بخشش تو بهره‌مند شده‌اند و برادرم از ميان تمام قريش و اعراب مشمول لطف تو نشده و اسلام او را نپذيرفته‌اى ، در حالى كه اسلام همهء مردم را پذيرفته‌اى ؟ ! فرمود : اى امّ سلمه ، برادر تو چنان مرا تكذيب كرد كه هيچ كس آن گونه مرا تكذيب نكرده بود . او همان كسى است كه به من گفت : « تا از زمين چشمه‌اى براى ما نجوشانى ، هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد . يا [ بايد ] براى تو باغى از درختان خرما و انگور باشد و آشكارا از ميان آنها جويبارها روان سازى ، يا چنان كه ادعا مىكنى ، آسمان را پاره پاره بر [ سر ] ما فرواندازى . يا خدا و فرشتگان را در برابر [ ما حاضر ] آورى ، يا براى تو خانه زرى باشد ، يا به آسمان بالا به روى ، و با بالا رفتن تو هم اطمينان نخواهيم داشت ، تا بر ما كتابى نازل كنى كه آن را بخوانيم ! » امّ سلمه عرض كرد : پدر و مادرم به فدايت اى رسول خدا ؛ مگر نگفتيد كه اسلام گذشته‌ها را مىپوشاند ؟ ! فرمود : چرا و سپس اسلام او را قبول كرد . « 1 » ( 2 ) من نديده‌ام كه كسى ، انگيزه‌اى را براى نزديك شدن اين خويشاوند رانده شده به پيامبر و اسلام در خصوص اين روزها كه كمى قبل از فتح مكه بود ، ذكر كرده باشد . البته بعيد نمىدانم كه آنچه وى را به اين اقدام واداشته ، همان چيزى بوده كه پسر دايىاش و پسر عموى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ابو سفيان بن حارث بن عبد المطلّب ، برادر عبيده بن حارث كه در بدر شهيد شد ، را به اين كار واداشته است . ابو سفيان بن حارث ، همزاد پيامبر و برادر رضاعىاش از حليمهء سعديه بود و قبل از بعثت از همنشينان و رفقاى آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله بود . ( 3 ) واقدى مىنويسد : هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به پيامبرى مبعوث شد ، ابو سفيان بن حارث چنان با آن حضرت به دشمنى پرداخت كه هيچ كس اينچنين نكرد . او با آنها به شعب ابى طالب نرفت ، بلكه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و حسّان را هجو مىكرد كه از آن جمله اين است :
ألا مبلغ حسّان عنى رسالة * فخلتك من شر الرجال الصعالك
ابوك ابو سوء و خالك مثله * فلست بخير من ابيك و خالك
آيا پيغام‌رسانى نيست كه از سوى من به حسّان پيغامى برساند ؟ من گمان مىكنم كه از بدترين گدايان هستى . پدرت ، مرد بدى بود و دايى تو مثل اوست و تو از پدر و دايىات بهتر نيستى . « 2 » دشمنى او با مسلمانان در حدود بيست سال طول كشيد . او در اين مدت ، مسلمانان را هجو مىكرد و او
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 26 - 27 . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 806 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 169 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى