تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
خزاعىها كه هم‌پيمان پيغمبر بودند ، شبيخون زده و عده‌اى از آنها را كشته بودند . اين در حالى بود كه اندكى از خزاعه مسلمان شده و اكثرا مشرك بودند و صاحب يكى از بت‌هاى بزرگ و مشهور بودند كه در قرآن هم نام آن آمده است :
« وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى »
« 1 » ( 1 ) كلبى در كتاب الاصنام مىنويسد : هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در سال هشتم هجرى از مدينه به سوى مكّه حركت كرد ، پس از آنكه چهار يا پنج شبانه روز راه را طى كرد ، على عليه السّلام را فرستاد تا بت خزاعه و هذيل به نام مناة را منهدم و غنائم آن را بردارد . آن حضرت عليه السّلام اين بت را منهدم كرد و غنائم آن را برداشت كه از جمله عبارت بود از دو شمشير به نام‌هاى : مخذم و رسوب كه حارث بن ابى شمر عسّانى ، پادشاه غسّان آنها را به اين دو بت هديّه كرده بود و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آنها را به على بخشيد . « 2 » ( 2 )

سوء سابقه

در شأن نزول آيات 90 - 93 از سورهء إسراء خبرى از ابن عباس به اين صورت نقل كرديم : جمعى از قريش در كنار كعبه جمع شدند و فردى را به دنبال محمد فرستادند تا بيايد و با او بحث كنند . از جملهء اين افراد عبد اللّه بن ابى اميّهء مخزومى ، پسر عاتكه ، دختر عبد المطلّب و عمّهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود . پس از بحث و مناظره و هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از ميان آنها برخاست ، اين مرد هم با او برخاست و گفت : اى محمد ! قومت چيزهايى را بر تو عرضه كردند كه نپذيرفتى و براى خود امورى را درخواست كردند كه انجام ندادى . سپس از تو خواستند كه آنچه آنها را از آن مىترسانى ، سريع‌تر بياورى و چنين نكردى . در اين صورت به خدا به تو ايمان نخواهم آورد تا هنگامى كه نردبانى به سوى آسمان نصب كنى و از آن بالا به روى و من اين را ببينم و سپس تعدادى از ملائكه با تو بيايند و به رسالت تو شهادت بدهند و كتابى بياورى كه به سود تو گواهى دهد . به دنبال آن خداوند اين آيات از سورهء إسراء را نازل كرد . « 3 » ( 3 ) قمى در تفسير خود مىنويسد : هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، براى فتح مكّه حركت كرد ، عبد اللّه بن ابى اميّه به استقبال او رفت و به او سلام كرد ؛ امّا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از او روى برتافت و جواب او را نداد . در اين زمان امّ سلمهء مخزومى ، خواهر او با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود ، براى همين او بر امّ سلمه وارد شد و گفت : اى خواهر ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اسلام همهء مردم را پذيرفته و اسلام مرا نمىپذيرد و همانگونه كه ديگران را تحويل مىگيرد ، مرا تحويل نمىگيرد !
هامش
( 1 ) . نجم ( 53 ) ، 20 . ( 2 ) . الأصنام ، كلبى ، ص 14 - 15 . ( 3 ) . مجمع البيان ، ج 6 ، ص 678 - 679 و در تفسير قمى ، ج 2 ، ص 26 و التبيان ، ج 6 ، ص 519 بدان اشاره شده است .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 168 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى