عمرو برخاست و اجازه خواست تا شعرى را بسرايد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به وى اجازه داد . او در ضمن اشعارى ، پيمانشكنى قريش و قتل عام خزاعه را بيان كرد و همپيمانى خزاعه با مسلمانان را يادآور شد . سپس يكى از آنها عرض كرد : أنس بن زنيم ديلى ( نفاثى بكرى از بنى كنانه ) تو را هجو كرده است . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : خون او هدر است . « 1 » و به عمرو بن سالم فرمود : تو را يارى مىكنيم اى عمرو . « 2 » سپس فرمود : گويى ابو سفيان را مىبينم كه مىآيد و درخواست مىكند كه صلحنامه را تجديد كنيم و بر مدت آن بيفزاييم ؛ ولى او با خشم و ناراحتى برخواهد گشت . « 3 » در همين حال ابرى در آسمان ظاهر شد . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نگاهى به آن كرد و آن را به فال نيك گرفت و گفت : ظاهر شدن اين ابر نشانهء آغاز پيروزى بنى كعب [ از خزاعة ] است . « 4 »
( 1 ) سپس برخاست و در حالى كه از ناراحتى يك طرف عبايش بر زمين كشيده مىشد ، مىفرمود : يارى نشوم اگر بنى كعب را يارى نكنم ! آنگاه به عمرو بن سالم و يارانش گفت : برگرديد و در مسير بازگشت متفرق شويد « 5 » [ تا كسى از آمدن شما آگاه نشود ] . از آنجا به خانهء ميمونه دختر حارث هلاليّه [ كه در عمرهء قضا با وى ازدواج كرده بود ] رفت و گفت : برايم آب بياوريد . و شروع به غسل كرد و در آن حال مىگفت :
يارى نشوم اگر بنى كعب را يارى نكنم ! « 6 »
( 2 )
برخورد ابو سفيان با خزاعىها
واقدى از حزام كعبى خزاعى روايت مىكند : هنگامى كه كعبىهاى خزاعى در مسير بازگشت از مدينه به أبواء رسيدند ، بديل بن ورقاء از همان مسير اصلى راه را در پى گرفت و عدهاى ديگر همراه عمرو بن سالم راه ساحل را در پيش گرفتند .
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 789 . و سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 36 و اعلام الورى ، ج 1 ، ص 215 .
( 2 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 37 .
( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 791 و سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 37 .
( 4 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 37 و مجمع البيان ، ج 10 ، ص 845 .
( 5 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 791 .
( 6 ) . إعلام الورى ، ص 215 و واقدى در ج 4 ، ص 37 ، آن را را عايشه در خانهاش روايت كرده است و ابن اسحاق گفته است : بديل بن ورقاء خزاعى همراه عدهاى از خزاعىها از مكه خارج شد تا بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد شدند و او را از جريان آگاه كردند و گفتند كه قريش به پشتيبانى از بنى نفاثه پرداختهاند . سپس بازگشتند و در عسفان به ابو سفيان برخوردند .
همچنين واقدى در ج 2 ، ص 791 گفته است كه برخورد بديل با ابو سفيان به هنگام بازگشت از مدينه بوده است و لكن او بديل را از كسانى مىدانسته كه همراه عمرو بن سالم بوده است ، و اين صحيحتر به نظر مىرسد كه بگوييم دو هيأت از خزاعه براى اين كار به مدينه رفتهاند .