تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
محاصره سه روز طول كشيد ، تا اينكه حارث بن هشام و عبد اللّه بن ابى ربيعهء مخزومى « 1 » ، نزد صفوان بن اميّه و عكرمة بن ابى جهل مخزومى رفتند و آنها را به خاطر كمك به بنى بكر مورد ملامت و سرزنش قرار دادند و به آنها يادآورى كردند كه اين ، نسبت به پيمانى كه با محمد بسته‌اند پيمان‌شكنى است . سهيل بن عمرو عهده‌دار اين شد كه با نوفل بن معاويهء ديلى صحبت كند . او به نوفل گفت : عده‌اى از خزاعىها را كشته‌اى و حال بقيه را هم محاصره كرده‌اى و مىخواهى بكشى ؟ ! ما در اين كار با تو همراهى نمىكنيم ! آنها را واگذار . نوفل گفت : باشد ، و آنها را رها كرد و خزاعىها از مخفىگاه خود بيرون آمدند . « 2 » ( 1 )

نشست مشورتى قريش

واقدى مىگويد : حارث بن هشام و عبد اللّه بن ابى ربيعهء مخزومى نزد ابو سفيان رفتند و گفتند : اين حادثه‌اى است كه بايد با مسالمت به پايان برسد و به خدا سوگند كه اگر سازش انجام نگيرد ، محمد با اصحابش به سراغ شما مىآيد . وقتى ابو سفيان ، متوجه شرى شد كه برپا شده است ؛ گفت : به خدا سوگند اين كارى است كه شاهد آن نبوده‌ام و دربارهء آن مورد مشورت قرار نگرفته‌ام و با شنيدم آن خرسند نشده‌ام ! اگر گمان من درست باشد - كه درست است - به خدا سوگند كه محمد به جنگ ما خواهد آمد . « 3 » ( 2 ) عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح بعد از اسلام آوردن ، مرتد شده و باديه‌نشينى را اختيار كرده بود . او در آن روز در آنجا حاضر بود و گفت : من نظرى دارم : محمد به شما حمله نخواهد كرد مگر اينكه شما را بين چند چيز مخيّر مىگرداند كه همهء آنها از حمله وى آسانتر است . گفتند كه آنها چيست ؟ گفت : به شما پيغام مىدهد : يا ديهء اين بيست و سه نفر را بپردازيد ، يا از هم‌پيمانى با بنى نفاثه ( از بنى بكر از كنانه ) بيزارى كنيد ، تا به حساب آنها برسد و يا اينكه آمادهء جنگ باشيد . اكنون كدام يك از اين‌ها را مىپذيريد ؟ سهيل بن عمرو گفت : هيچ كدام از اينها راحت‌تر از آن نيست كه از هم‌پيمانى با بنى نفاثه بيزارى بجوييم .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 792 . ( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 784 . ( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 785 .