تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
سپس سرش را تراشيد و آنگاه آن حيوان را براى بت‌ها قربانى كرد و مقدارى از خون قربانى را بر سرش ماليد و مىگفت : عبادت شما را ترك نمىكنم تا بر همان آيينى كه پدرم بر آن مرد ، بميرم ! او مىخواست كه با اين كار از تهمتى كه قريش به وى زده بود ، برائت جويد . « 1 » سپس عده‌اى از قريش دور او جمع شدند و گفتند : چه خبر ؟ گفت : نزد محمّد صلّى اللّه عليه و آله رفتم و با او صحبت كردم و به خدا سوگند جوابى به من نداد . سپس نزد پسر ابى قحافه رفتم و خيرى از او نديدم ! سپس نزد پسر خطاب رفتم و ديدم كه مردى خشن است و خيرى در او نيست ! آنگاه نزد على عليه السّلام رفتم و او را مهربان‌ترين فرد نسبت به خود ديدم . او راهى را پيشنهاد كرد كه آن را انجام دادم و به خدا سوگند نمىدانم كه بهره و سودى براى ما دارد يا نه . پرسيدند كه او چه پيشنهادى داد ؟ گفت : او پيشنهاد كرد كه به مردم امان دهم و من اين كار را كردم . پرسيدند : آيا محمد اين را اجازه داد ؟ گفت : نه . گفتند : واى بر تو . به خدا سوگند كه على عليه السّلام تو را بازيچه قرار داده است ! آيا چارهء ديگرى نداشتى ؟ گفت : نه به خدا سوگند ، هيچ چارهء ديگرى نداشتم ! « 2 » ( 1 )

آمادگى براى فتح مكه بدون اعلام قبلى

رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمادهء حركت به سوى مكه شد « 3 » و به عايشه فرمود : وسايل مرا آماده كن و اين كار را پنهان بدار « 4 » ! و فرمود : خدايا ، ديده‌بانان قريش را از ما بردار تا ناگهان بر سرزمينشان وارد شويم « 5 » . پس از آن ابو بكر بر عايشه وارد شد و ديد كه مشغول درست كردن سويق خرما و آرد مىباشد . « 6 » او پرسيد : دخترم ، آيا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به تو دستور داده است كه وسايل وى را فراهم كنى ؟ گفت : بله ، تو هم آماده شو ! ابو بكر پرسيد : قصد كجا را دارد ؟ گفت : به خدا سوگند كه نمىدانم . « 7 » ( 2 ) ابن اسحاق جريان را به اين صورت نقل كرده است ، اما واقدى گفته است : ابو بكر گفت : اى عايشه ، آيا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قصد جنگ دارد ؟ جواب داد : نمىدانم . سپس گفت : اگر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قصد سفرى را
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 795 . ( 2 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 133 - 134 و مثل آن در اعلام الورى با روايت از عيسى بن عبد اللّه قمى از امام صادق عليه السّلام آمده است و شبيه آن در مجمع البيان ، ج 10 ، ص 846 و سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 38 - 39 و مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 795 نقل شده است . ( 3 ) . إعلام الورى ، ص 216 . ( 4 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 796 . ( 5 ) . إعلام الورى ، ج 1 ، ص 216 و سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 39 و مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 796 . قابل ذكر است مسلمانانى كه با پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بودند ، نمىدانستند مقصد كجاست و در آينده بحث خواهد شد . ( 6 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 796 . ( 7 ) . چنانچه نمىدانسته ، مستلزم آن نبوده است كه از وى بخواهد اين امر را پنهان دارد ، به خصوص كه قسم بخورد ! .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 155 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى