جوان گفت : اگر يك بار ديگر اين اشعار را بخوانى دهانت را خرد مىكنم . ديلى آن اشعار را دوباره خواند و آن جوان خزاعى بر سرش پريد و او را مورد ضرب و شتم قرار داد . ديلى نزد قوم خود رفت و آثار كتكخوردگى را به آنها نشان داد و همين آتش كينههاى فراموش شده را روشن كرد . « 1 »
( 1 ) نوفل بن معاويهء ديلى - كه رئيس بنى ديل از بنى بكر از كنانه بود ، مىخواست كه انتقام فرزندان أسود ديلى را از خزاعىها بگيرد . عدهاى او را منع كرده و عدهاى با او همراهى كردند كه از جملهء آنها بنى نفاثه از بنى بكر بودند . آنها با اشراف قريش صحبت كرده و درخواست كردند كه با سلاح و افراد به آنها كمك كنند تا بتوانند با دشمن خود بجنگند و كشتهشدگان خود به دست خزاعه قبل از ظهور اسلام را يادآور شدند و گفتند : آنها در عقد و پيمان محمد صلّى اللّه عليه و آله داخل شدهاند و بايد شما ما را يارى كنيد . در اين باره با ابو سفيان مشورت نكردند يا اينكه مشورت كردند و او قبول نكرد ، اما ديگران به سرعت درخواست آنها را پذيرفتند .
( 2 ) خزاعىها در پناه اسلام ، در امن و امان بودند و اگر احتمال مىدادند كه مورد حمله قرار مىگيرند ، احتياط مىكردند و آماده مىشدند . قريشىها بين خود قرار گذاشتند كه اين امر را پنهان نگاه دارند تا خزاعىها آگاه نشوند . آنگاه با خزاعة قرار گذاشتند كه در كنار يكى از چاههاى خزاعه به نام وتير گرد هم آيند . همگى سر قرار حاضر شدند . و عدهاى از بزرگان قريش از قبيل صفوان بن اميّه ، مكرز بن حفص و حويطب بن عبد العزى هم به همراه غلامان خود آمده بودند . با فرا رسيدن شب خزاعىها خوابيدند و بنى بكر بر آنها شبيخون زدند و فردى به نام منبّه را كشتند . خزاعىها به سوى مكه فرار كردند ، اما مورد تعقيب بنى بكر قرار گرفتند و عدهء ديگرى كشته شدند تا وارد حرم گشتند . در اين هنگام بنى بكر به فرماندهء خود ، نوفل ديلى گفتند : اى نوفل ، خدا را ، خدا را ، وارد حرم شدهايم !
( 3 ) نوفل گفت : اى بنى بكر ، امروز خدايى را نمىشناسم ! تا مىتوانيد انتقام خود را بگيريد ! به جانم سوگند كه شما از حاجيان در حرم سرقت مىكرديد و حال ، انتقام خود را از دشمنتان در حرم نمىگيريد ؟ ! بعد از امروز هيچ كدام نمىتوانيد انتقام خود را بگيريد . و آنها را تعقيب كردند تا در تاريكى صبح به مكه رسيدند . خزاعىها به خانههاى خزاعىها در مكه ؛ يعنى بديل بن ورقاء و آزاد كردهء آنها رافع « 2 » رفتند و بنى بكر در حالى كه بيست و سه نفر از مردان آنها را كشته بودند به خانههاى خود رفتند . « 3 » با بالا آمدن روز ، خانهء رافع و بديل بن ورقاء را هم محاصره كرده و مىخواستند باقيمانده خزاعىها را بكشند . « 4 » اين
هامش
( 1 ) . إعلام الورى ، ج 1 ، ص 215 .
( 2 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 31 - 33 و مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 783 .
( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 787 .
( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 784 .