تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
حضرت فرمود : نترسيد و نگران نباشيد ؛ زيرا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به من خبر داده است كه خداوند پيروزى را نصيب من و يارانم مىكند . به شما بشارت مىدهم كه بر خير و در راه خير هستيد . آنها آرامش يافتند و دلهايشان مطمئن شد و با همان خستگى شديد به مسير خود ادامه دادند تا به نزديكى دشمن رسيدند به طورى كه همديگر را مىديدند و آنگاه دستور داد كه مسلمانان پياده شوند و اردو بزنند . ( 1 )

مواجه شدن امام عليه السّلام با اهل يابس

قوم يابس شنيدند كه على بن أبي طالب با لشكريانش آمده است . دويست نفر از آنها كه غرق در سلاح بودند مقابل لشكر امام عليه السّلام آمدند و آن حضرت همراه چند نفر از يارانش به مقابل آنها رفت . پرسيدند : شما كه هستيد و از كجا مىآييد و به كجا مىخواهيد برويد ؟ امام عليه السّلام فرمود : من على بن أبي طالب ، عموزادهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و برادر و فرستادهء او به سوى شام هستم . شما را دعوت مىكنم كه شهادت بدهيد : لا إله الا اللّه ، محمد رسول اللّه . اگر اسلام آورديد همانند ديگر مسلمانان هستيد و در خير و شرّ آنها شريك مىباشيد . گفتند : ما تو را مىخواستيم و تو هم ما را خواسته‌اى . گفتارت را شنيديم و درخواستت را فهميديم . خود را براى جنگى سخت آماده كن و بدان كه ما تو و يارانت را مىكشيم و وعدهء ما فردا صبح باشد على عليه السّلام فرمود : واى بر شما ! آيا مرا از كثرت افراد و تجهيزات مىترسانيد ! من از خدا و ملائكه و مسلمانان كمك مىگيرم و بر شما پيروز مىشوم و لا حول و لا قوة الّا باللّه العلى العظيم . هر كدام از لشكريان به اردوگاه خود بازگشتند و پس از آن كه تاريكى شب همه جا را فراگرفت ، على عليه السّلام به لشكريان خود دستور داد كه اسب‌ها را خوب سير كرده و آنها را زين كنند . ( 2 )

آغاز جنگ

پس از سپيده‌دم ، آن حضرت عليه السّلام نماز را با ياران خود به جاى آورد و سپس حمله بر دشمن را آغاز كرد . آنها تا به خود بيايند زير سم اسبان قرار گرفتند . جنگ و درگيرى شروع شد و امام عليه السّلام جنگجويان آنها را تار و مار كرد و زن و فرزندانشان را به اسارت گرفت و اموالشان را جمع‌آورى نمود و ديارشان را تخريب كرد و با اموال و اسيران به سوى مدينه بازگشت . و خداوند آن قدر غنائم نصيب مسلمانان گردانيده بود كه مثل آن را نديده بودند مگر در فتح خيبر . در شأن اين دلاوريها ، خداوند سورهء
« وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً »
را نازل فرمود ، يعنى ماديانهايى كه با شيهه و همهمه مىتازند . « 1 »
هامش
( 1 ) . خبر به همين صورت در تفسير قمى آمده است . در تفسير كوفى ، ص 602 ، حديث 761 و در امالى شيخ طوسى ، ص 407 ، -