( 1 ) شيخ مفيد در كتاب ارشاد اين خبر را از صاحبان سيره نقل كرده و سپس گفته است : از امّ سلمه رحمها اللّه روايت شده است : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در حجرهء من خوابيده بود كه ناگاه به سرعت از خواب بيدار شد . گفتم : خدا نگهدارت باشد ، چه شده است ؟ فرمود : جبرئيل به من خبر داد كه على عليه السّلام دارد مىآيد .
سپس بيرون رفت و به مردم گفت كه به پيشواز على عليه السّلام بروند .
مسلمانان براى گذر على عليه السّلام دو صف باز كردند و هنگامى كه چشمان على عليه السّلام بر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله افتاد از اسب پياده شد و خود را بر پاهاى پيامبر انداخت و آنها را بوسيد . آن حضرت فرمود : برخيز و سوار شو كه خدا و رسولش از تو راضى هستند و امير المؤمنين از خوشحالى اشك شوق ريخت . سپس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به وى فرمود : اى على ، اگر نمىترسيدم كه برخى از امّت من همان چيزى را بگويند كه مسيحيان در مورد عيسى بن مريم گفتند ، امروز حديثى دربارهء تو مىگفتم كه از هيچ جمعى نمىگذشتى ، مگر آنكه خاك زير پايت را ( براى تبرك ) برمىداشتند . « 1 »
( 2 ) على عليه السّلام به منزل رفت و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از همراهانش پرسيد كه على عليه السّلام چگونه فرماندهى بود ؟
گفتند : هيچ عيبى در او نديديم مگر اينكه در هر نماز جماعتى كه براى ما مىخواند ، سورهء :
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
را قرائت مىكرد .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : در اين مورد از او سؤال خواهم كرد و پس از آنكه على عليه السّلام به محضر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شرفياب شد ، از او پرسيد : چرا فقط سورهء اخلاص را در نماز جماعت مىخواندهاى ؟
جواب داد : اى رسول خدا ، اين سوره را دوست دارم .
هامش
- حمله شدهاند ، يك اعرابى از بنى لجيم بود . او گفت كه قبيلهء خثعم كه سركردگى آنها را حارث بن مكيدهء خثعمى بر عهده گرفته است و به تعداد پانصد نفر مىباشند ، آمادهء حمله شدهاند . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله على عليه السّلام را همراه پانصد يا صد و پنجاه نفر به مقابلهء آنها فرستاد كه آن حضرت عليه السّلام حارث را كشت و افرادش را پراكنده كرد و اموال آنها را به غنيمت گرفت و تعداد زيادى را اسير كرد . پس از آن سورهء « و العاديات » نازل شد و رسول خدا و مسلمانان تا سه مايل از مدينه بيرون آمدند تا از على عليه السّلام و همراهانش استقبال كنند . و قبل از آن خبرى را از ابو ذر غفارى روايت كرده كه در آن آمده است : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بين اصحاب صفّه قرعه كشيد و عدهاى از آنها را همراه هشتاد نفر از ديگران به سوى بنى سليم فرستاد و مردى را به فرماندهى آنها گماشت ، امّا شكست خورده و بازگشتند . سپس على عليه السّلام را براى اين كار فراخواند و او را به سوى دشمن فرستاد و تا مسجد احزاب او را بدرقه كرد .
هنگام سپيده دم على عليه السّلام با سپاهيانش بر دشمن يورش برد و سركردهء آنها ، حارث بن بشر را با صد و بيست نفر كشتند و صد و بيست زن بالغ را اسير كردند و در اين مورد سورهء « و العاديات » نازل شد . و قبل از آن از ابن عباس روايت كرده است و آن را سريّهء ذات السلاسل ناميده و در آن آمده است : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ابو بكر را به اين سريّه فرستاد و سپس عمر و سپس خالد بن وليد را فرستاد كه همه شكست خوردند ؛ آنگاه على عليه السّلام را فراخواند و او را به اين سريّه فرستاد . آن حضرت عليه السّلام خود را به نزديكى دشمن رساند و شبانه با سپاهيانش در پشت كوهى پنهان شدند و نيمه شب بر آنها يورش بردند و جنگجويانشان را كشتند و زن و بچهها را اسير كردند و در اين مورد سورهء « و العاديات » نازل شد .
( 1 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 116 - 117 و 165 .