مورد تاريخ اين جنگ بايد گفت كه در جمادى الاول سال هشتم بوده است . « 1 »
( 1 )
سريهء وادى الرمل اليابس « 2 »
قمى در تفسيرش با سند خود از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است : اهالى منطقهء يابس دوازده هزار جنگجو فراهم كردند و با هم عهد و پيمان غليظ و شديد بستند كه همديگر را تنها نگذارند و متفرق نشوند تا محمد صلّى اللّه عليه و آله و على بن أبي طالب را بكشند يا همگى كشته شوند .
هامش
- بهشت قدم مىزنند و گويى كه صداى ناله و گريهء جهنميان را مىشنوم !
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به او گفت : بندهاى هستى كه خداوند قلبت را نورانى كرده است ! صاحب بصيرت شدهاى ، پس ثابت قدم باش ! او به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : برايم دعا كن كه توفيق شهادت را به من عنايت فرمايد .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دست به دعا برداشت و فرمود : خدايا توفيق شهادت را به حارثه عنايت فرما .
طولى نكشيد كه حارثه به همراه جعفر بن أبي طالب به شهادت رسيد و او دهمين شهيد پس از جعفر بود .
امّا بايد گفت آن كسى كه در موته به شهادت رسيده ، حارث بن نعمان بن أساف يا يساف بوده است ، نه حارثة بن مالك بن نعمان . و در سيره و تاريخ شخصى به اين اسم يافت نمىشود . بلكه حارث بن مالك ، پدر واقد ليثى بوده و او اين شخص نمىباشد و حارث بن مالك بن برصاء هم در سال هفتم مسلمان شد و قطعا كه او هم اين شخص نمىباشد .
و در آخر روايت ديگرى ، كه آن هم از امام صادق عليه السّلام در معانى الاخبار شيخ صدوق ، ص 187 نقل شده ، آمده است كه وى به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله گفت : اى رسول خدا ، از چيزى براى خودم نمىترسم مگر از چشمهايم ! و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دعا كرد و او نابينا شد !
و اين را شيخ طوسى در رجال خود ذكر كرده و دربارهء وى گفته است : او در بدر و احد و جنگهاى ديگر شركت كرد . . . و در جنگهاى امير المؤمنين هم شركت كرد تا پس از امير المؤمنين عليه السّلام در زمان معاويه از دنيا رفت ؛ رجال شيخ طوسى ، ص 17 ، چاپ نجف اشرف .
همچنين عسقلانى آن را در الاصابة در شمارههاى 1478 و 1532 نقل كرده و اين حديث را از تعدادى از جوامع حديثى استخراج كرده است كه با الفاظ مختلف نقل شده و سپس گفته است : اين ، حديث مشكلى است كه نقل با سند آن ثابت نيست ، بنابراين نمىتوان بدان اعتماد كرد .
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 15 و إعلام الورى ، ج 1 ، ص 212 و مناقب آل أبي طالب ، ج 1 ، ص 206 - 205 .
( 2 ) . اين عنوانى است كه آن را در تفسير قمى ، ج 2 ، ص 434 مىبينيم . و ظاهرا تفسير فرات كوفى ، ص 599 ، حديث 761 هم مطلب را از او نقل كرده است . و در بحار الانوار ، ج 21 ، ص 67 از اين دو منبع نقل شده است . و شيخ مفيد در ارشاد ، ج 1 ، ص 113 آن را به اسم وادى الرمل ذكر كرده و گفته است : گفته مىشود كه اين غزوه به اسم غزوة السلسلة ناميده شده است و در صفحهء 162 گفته است : غزاة السلسله . . . قومى از باديهنشينان بودند كه در وادى الرمل زندگى مىكردند . و دربارهء قوميت و جايگاهشان گفته است :
آنها از طايفهء بنى سليم بودهاند كه در نزديكى حرّه سكونت داشتهاند و اين خبر را راوندى به اسم ذات السلاسل آورده است و دربارهء موضع آن گفته است : از مدينه تا آنجا پنج منزل راه است ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 167 - 257 . و در سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 272 از ابن اسحاق نقل شده است كه ذات السلاسل از سرزمينهاى بنى عذره در جهت شام مىباشد كه در كنار آبى در سرزمين جذام قرار داشته كه بدان سلسل گفته مىشده است و براى همين اين غزوه ، ذات السلاسل ناميده شده است . و در الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 94 آمده است : ذات السلاسل در پشت منطقهء قرش قرار دارد كه تا مدينه ده روز فاصله دارد و از منطقهء الرمل اليابس ذكرى در كتب سيره و تاريخ به ميان نيامده است .