آمد و گفت :
( 1 ) وقت تو تمام شده است ، از مكه خارج شو ! پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : شما را چه مىشد اگر اجازه مىداديد كه در مكه عروسى كنم و همهء شما را به مهمانى دعوت كنم ؟ گفتند : نيازى به مهمانى تو نداريم ، زودتر خارج شو . اى محمد تو را به خدا و به عهدنامهاى كه بين ما منعقد شده است قسم مىدهيم كه از سرزمين ما خارج شو ؛ زيرا سه روز مورد توافق سپرى شده است .
سعد بن عباده خشمگين شد و به سهيل گفت : اى بىمادر ، دروغ مىگويى ، اين شهر كه مال تو و پدرت نيست ! به خدا قسم كه او از آن خارج نمىشود ، مگر آن كه خودش بخواهد و بدان راضى باشد !
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تبسمى كرد و فرمود : اى سعد ، افرادى را كه به ديدارمان در منزلمان آمدهاند ، اذيت نكن . سپس به ابى رافع ( قبطى ) فرمود تا اعلام كند كه هيچ مسلمانى پس از مغرب در مكه نباشد . « 1 »
( 2 )
بازگرداندن بتها
شرايط صلح حديبيه را به نقل از تفسير قمى آورديم . تمام آنچه كه در اين صلحنامه در مورد عمرهء قضا آورده شده ، اين است : « امسال محمد و اصحابش برمىگردند و در سال آينده به مكه مىآيند و سه روز در آن اقامت مىكنند » . اين شرط در ساير منابع تاريخى و سيره نيز به همين صورت آمده است ، براى همين قمى مىنويسد : قريشيان بتهاى خود را بين صفا و مروه قرار داده بودند و هنگام سعى بين صفا و مروه آنها را زيارت مىكردند و دست بر آنها مىكشيدند . و پس از آن كه صلح حديبيه پيش آمد و با آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله شرط كردند كه در سال آينده به وى اجازه دهند تا به مدت سه روز ، عمرهء خود را قضا كند و سپس از مكه خارج شود ؛ آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در سال هفتم براى عمرهء قضا به مكه آمد و به قريشيان فرمود :
بتهاى خود را از صفا و مروه برداريد تا سعى به جاى آورم . آنها بتها را برداشتند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سعى خود را به جاى آورد « 2 » ؛ امّا قبلا گفتيم كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به دنبال مشركان فرستاد تا بيايند و در كعبه را باز كنند ، امّا آنها خوددارى كردند و گفتند : اين از شرايط صلحنامه نبوده است . « 3 » اين خبر با اخلاق مشركان متناسبتر است و با اين وجود ، چگونه مىتوان قبول كرد كه درخواستى بالاتر از اين ؛ يعنى برداشتن بتها را بپذيرند ، بدون اينكه از شرايط صلحنامه باشد ؟ !
( 3 ) ادامه سخن قمى چنين است : پس از آنكه طواف پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به اتمام رسيد ، مشركان بتهاى خود
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 739 - 740 و نك : سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 14 .
( 2 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 64 .
( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 738 .