تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
كوههاى مكه رفتند « 1 » و بر طبق شرايط صلحنامهء حديبيه ، بت‌ها را هم برداشتند . « 2 » ( 1 ) ابن اسحاق از ابن عباس روايت كرده است : عده‌اى در كنار دار الندوة صف كشيده بودند تا او و اصحابش را تماشا كنند و در همين حال ميان خودشان صحبت مىكردند و مىگفتند : محمد و يارانش در فقر و سختى و مشكلات به سر مىبرند ! « 3 » آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله داخل مكه شد و كعبه را طواف كرد . كلينى در كافى با سند خود از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه بر ناقهء عضباء نشسته بود ، كعبه را طواف مىكرد و عصاى خود را به ركن‌ها و حجر الاسود مىرساند و آنگاه سر عصاى خود را مىبوسيد « 4 » . ( 2 ) آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله بدين علّت بر روى مركب خود طواف را انجام مىداد تا مردم هيأت و حالات وى را ببينند و مىفرمود : چگونگى انجام مناسك را از من ياد بگيريد . آن حضرت در حالى طواف را انجام داد كه بر پالان نخ‌نما شده و قطيفهء كهنه‌اى نشسته بود كه فقط چهار درهم مىارزيد . « 5 » در هنگام طواف عبد اللّه بن رواحه افسار شتر آن حضرت را در دست داشت و اين شعر را مىخواند :
اى فرزندان كفار راه را باز كنيد * اى فرزندان كفار كنار برويد كه تمام خير در رسول خداست .
پروردگارا ، من به گفته‌هاى وى ايمان دارم * و شناختن حق خدا را در اين مىدانم كه وى را قبول داشته باشم . « 6 »
( 3 ) در اين حال عمر بن خطاب فرياد زد : يا بن رواحه ؟ ! امّا رسول خدا نظر او را ردّ كرد و فرمود : اى عمر ؛ خودم مىشنوم كه پسر رواحه چه مىخواند ! و پس از آنكه شوط هفتم به اتمام رسيد ، آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله از
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 734 - 735 . ( 2 ) . نگاه كنيد به شرايط صلحنامه در تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 70 . ( 3 ) . به نقل از ابن اسحاق در سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 102 . ( 4 ) . فروع كافى ، ج 4 ، ص 426 و از او در وسائل الشيعة ، ج 13 ، ص 441 ، چاپ آل البيت . ( 5 ) . عوالي اللالى ، ج 4 ، ص 34 ، ح 118 و از او در مستدرك الوسائل ، ج 9 ، ص 420 ، ح 4 ، چاپ آل البيت . ( 6 ) . به نقل از ابن اسحاق در سيرهء ابن هشام و بعد از آن اين دو بيت نيز آورده شده است :نحن قتلناكم على تأويله * كما قتلناكم على تنزيلهضربا يزيل الهام عن مقيله * و يذهل الخليل عن خليله !ما همان كسانى هستيم كه بر سر تأويل قرآن با شما مىجنگيم * چنان كه بر سر تنزيل آن با شما جنگيديم .و چنان ضربهء سختى بر شما وارد مىكنيم كه سرتان را از جايش جدا مىكند * و شما را از دوستان و آشنايان غافل كند !ابن هشام در حاشيه اين ابيات مىنويسد : « نحن قتلناكم على تأويله » تا آخر ابيات ، از عمار بن ياسر مىباشد كه در غير اين روز [ صفين ! ؟ ] آن را سروده است و در ادامه مىنويسد : با كسى بر سر تأويل قرآن مىجنگند كه به تنزيل آن اقرار كرده باشد ؛ ج 4 ، ص 13 . و عجيب اين است كه ابن اسحاق اين اشتباه را از عبد الله بن ابى بكر روايت كرده است ! و واقدى در مغازى ، ج 2 ، ص 735 آن را به همين صورت با سند خود از امّ عماره روايت كرده و متوجه اين اشكال نشده است . همچنين طبرسى در اعلام الورى ، ج 1 ، ص 211 و حلبى در مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 205 بدون توجه به اين اشكال آن را نقل كرده‌اند .