تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
از امام صادق عليه السّلام روايت شده ، مورد اشاره قرار نگرفته است ، لذا گمان مىكنم كه تمام شواهد از مرجحات اين خبر است نه اخبار ديگر . ( 1 )

على عليه السّلام و دختر عمويش

حمزه بن عبد المطلب از ثويه ، آزاد كردهء برادرش ابو لهب شير خورده بود و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نيز از همين زن شير خورده بود ، براى همين حمزه و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله برادر رضاعى بودند . حمزه با دختر عمويش سلمى خثعميه ازدواج كرد و جعفر بن ابى طالب با خواهر سلمى ، أسماء ازدواج كرد ، لذا جعفر و حمزه باجناق بودند . حمزه به تنهايى و بدون زن و فرزند خود به مدينه مهاجرت كرد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بين عمويش حمزه و پسرخوانده‌اش ، زيد بن حارثهء شيبانى پيمان اخوّت بست و آنها در هجرت با هم برادر بودند و براى همين قبل از شهادت خود در احد ، وصاياى خود را به زيد نمود . « 1 » ( 2 ) پس از آنكه پيامبر اكرم عمرهء قضا را به جاى آورد و محل شد و از عباس ميمونهء هلاليه ، خواهر ام الفضل را خواستگارى كرد ، على عليه السّلام او را به ياد دختر عمويش ، عماره انداخت و پيشنهاد كرد كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله با دختر عموى خود ، عماره ازدواج كند ؛ اما آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : مگر نمىدانى كه او برادرزادهء رضاعى من است ؟ او دختر برادر رضاعىام حمزه مىباشد . « 2 » به دنبال آن على عليه السّلام پرسيد : پس چرا ما دختر عموى يتيم خود را پيش مشركان رها كنيم و برويم ؟ ! پس پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به او اجازه داد كه عماره را از مكه خارج كند و على عليه السّلام او را به همراه خود برد . « 3 » ( 3 )

خروج از مكه

رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در روز چهارم سوار شد و جلوى همه حركت كرد و به ابو رافع دستور داد كه تا هنگام غروب بماند و همسرش ميمونه را بياورد . همه حركت كردند و تنها ابو رافع براى انجام اين مأموريت باقى ماند « 4 » و على عليه السّلام نيز دختر عمويش ، عماره را همراه خود حركت داد . ( 4 ) زيد بن حارثه كه از موضوع مطلع شد ، گمان كرد كه عماره برادرزاده‌اش مىباشد و از طرف ديگرى
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 738 . ( 2 ) . فروع كافى ، ج 5 ، ص 437 ، حديث 4 و 5 و صفحهء 445 ، حديث 11 و الفقيه ، ج 3 ، ص 360 ، ح 21 و تهذيب ، ج 7 ، ص 292 ، ح 5 و مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 739 ، وى مىنويسد : به نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله پيشنهاد شد و اسمى از على عليه السّلام نبرده است . ( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 738 . ( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 740 و سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 14 .