تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
شتر پياده شد و دو ركعت نماز در پشت مقام ابراهيم عليه السّلام به جاى آورد . « 1 » سپس سوار مركب شد و به صورت سواره ، سعى بين صفا و مروه را به جاى آورد و بعد از آن كه آخرين سعى را به جاى آورد ، قربانى خود را در همان جا - يا بين صفا و مروه - نحر كرد و فرمود : اينجا و تمام منطقهء مكه قربانگاه است « 2 » ، سپس خراش بن اميّه خزاعى در مروه سر او را تراشيد . « 3 » آنگاه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به دويست نفر از اصحاب خود دستور داد كه به جاى اصحابى كه در كنار سلاح‌ها مانده‌اند بروند تا آنها هم بيايند و مناسك خود را انجام دهند كه اين كار هم انجام شد « 4 » . ( 1 )

اذان بلال

پس از آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فردى را به دنبال مشركان فرستاد تا به آنها اعلام كند كه مىخواهد وارد كعبه شود . مشركان از پذيرش درخواست آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله خوددارى كردند و گفتند : اين را شرط نكرده بودى ! بنابراين آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به كنار خانهء خدا رفت و همانجا بود تا زوال ظهر فرا رسيد ؛ در اين هنگام
هامش
( 1 ) . كلينى در فروع كافى ، ج 4 ، ص 223 ، ح 2 و صدوق در كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 158 ، حديث 12 با سند خود از امام باقر عليه السّلام روايت كرده‌اند كه فرمود : « جايگاه مقامى كه حضرت ابراهيم آن را در كنار كعبه قرار داده بود ، همينطور بر سر جاى خود بود تا اينكه اهل جاهليّت آن را به جايى كه امروز در آن قرار دارد [ و در عمرهء قضاى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نيز اينچنين بوده است . ] منتقل كردند و هنگامى كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله مكه را فتح كرد آن را به همان جايگاهى كه حضرت ابراهيم آن را قرار داده بود ، بازگرداند . و سجستانى در مسند عايشه ، ص 82 ، ح 73 از هشام بن عروه از پدرش عروة بن زبير ( از خاله‌اش عايشه ) روايت كرده است : « رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به سوى خود كعبه نماز مىخواند و چيزى بين او و كعبه حايل نبود و ابو بكر نيز اينچنين بود و عمر نيز در ابتداى خلافتش همين كار را مىكرد تا اينكه بعدها مردم را به پشت مقام راند » . اين حديث را بيهقى در سنن كبرى ، ج 5 ، ص 75 و عبد الرزاق در المصنّف ، ج 5 ، ص 48 و ابن حجر در فتح البارى ، ج 6 ، ص 406 ، و ج 8 ، ص 169 و ازرقى در أخبار مكه ، ج 2 ، ص 30 و ابن كثير در تفسير خود ، ج 1 ، ص 384 روايت كرده‌اند . و خبر سابق به طور كامل از كلينى و صدوق از امام باقر عليه السّلام به اين صورت نقل شده است : « مقام ابراهيم بعد از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نيز در همان جا بود تا اينكه عمر به خلافت رسيد و پرسيد : چه كسى مكان اوليهء مقام را مىداند ؟ ! مردى جواب داد : من ؛ زيرا مقدار جابجايى را با ريسمانى ( از چرم ) اندازه‌گيرى كرده بودم و الان آن ريسمان نزد من است ! عمر گفت : آن را بياور ! آن مرد ريسمان را آورد . با آن مقدار جابجايى را تعيين كردند و سپس عمر مقام ابراهيم را به اين مكان منتقل كرد » . همچنين مرحوم كلينى در روضهء كافى ، ص 51 خطبه‌اى را از على عليه السّلام روايت كرده است كه در آن مىفرمايد : « حاكمان قبل از من اعمالى را انجام داده‌اند كه در آن با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مخالفت كرده‌اند و عهد و پيمان وى را نقض كرده و سنت آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله را تغيير داده‌اند ! اگر مردم را به ترك اين بدعت‌ها وادار كنم و بخواهم كه اين سنت‌ها را به همان صورت زمان رسول الله صلّى اللّه عليه و آله بازگردانم ، سربازانم از اطرافم پراكنده مىشوند و تنها مىمانم . . . چه مىگوييد اگر دستور بدهم كه مقام ابراهيم را به جايگاهى كه رسول خدا آن را در آنجا قرار داده بود ؛ بازگردانم . . . در اين صورت از اطراف من پراكنده مىشويد . . . » . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 736 و نك : وسائل الشيعة ، ج 14 ، ص 88 و مستدرك الوسائل ، ج 10 ، ص 83 . ( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 737 . ( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 740 .