تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
بگو : « اى اهل كتاب به سخنى روى آوريد كه ميان ما و شما يكسان است . اين كه جز خدا را نپرستم و چيزى را شريك او قرار ندهيم و برخى از ما برخى ديگر را غير از خداوند يكتا به خدايى نگيرد . » اگر روى برگردانند ، بگوييد : گواه باشيد كه ما فرمانبرداريم . ( 1 ) حاطب حركت كرد تا به اسكندريه رسيد ؛ اما او را در آنجا نيافت و مطلع شد كه او به مجلسى در جايى كه مشرف بر دريا است ، رفته است ؛ براى همين حاطب سوار كشتى شد و وقتى كه به مقابل مجلس مقوقس رسيد ، نامه‌اش را به سوى او اشاره كرد . وقتى كه مقوقس اين كار وى را ديد ، دستور داد كه او را بياورند . پس از آن كه او را آوردند ، به نامه و مهر آن نگاهى كرد و آن را خواند . سپس به حاطب گفت : اگر او پيامبر است ، چرا دعا نمىكند تا بر مخالفان و دشمنانش كه او را از شهر مكه بيرون كردند ، پيروز شود ؟ حاطب گفت : آيا شهادت نمىدهى كه عيسى بن مريم از پيامبران الهى بوده است ؟ در اين صورت چرا بر ضد كسانى كه او را گرفته بودند تا او را اعدامش ، دعا نكرد تا همگى به هلاكت برسند ؟ تا اين كه خداوند او را به سوى خويش برد . مقوقس گفت : احسنت ، تو مرد حكيمى هستى كه از طرف مردى حكيم فرستاده شده‌اى . « 1 » ( 2 ) سپس حاطب به وى گفت : قبل از تو كسى حكومت مىكرد كه گمان مىكرد پروردگار بزرگ است ؛ اما خداوند او را به عقوبت دنيا و آخرت مبتلا كرد و به وسيله او انتقام گرفت و سپس از او انتقام گرفت . پس ، از ديگران عبرت بگير و چنان مباش كه ديگران از تو عبرت بگيرند . همانا اين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مردم را به خداپرستى دعوت كرده ، اما قريش شديدترين افراد و يهوديان دشمن‌ترين افراد نسبت به وى بودند و نزديك‌ترين افراد به آن حضرت نصارى بودند . به جانم سوگند كه بشارت موسى به عيسى همانند بشارت عيسى به محمد صلّى اللّه عليه و آله بوده است . و اين كه ما تو را به قرآن دعوت مىكنيم همانند اين است كه تو اهل تورات را به انجيل دعوت مىكنى . و هر پيامبرى كه قومى را درك كند آنها از امت او محسوب مىشوند و بر آنها واجب است كه از او اطاعت كنند . و تو از كسانى هستى كه اين پيامبر را درك كرده‌اى و ما تو را از دين مسيح نهى نمىكنيم ، بلكه در دين ما به دين و آيين و كيش نيز فرمان داده شد . « 2 » ( 3 ) مقوقس گفت : من در مورد اين پيامبر تحقيق كردم و ديدم به چيزى كه مردم به آن بىرغبت هستند ، امر نمىكند و از چيز مرغوبى جلوگيرى نمىكند و او را افسونگر گمراه‌كننده و يا كاهن دروغگو نيافتم و وسايل نبوت را كه عبارتند از : آشكار كردن مخفىشده‌ها و خبر دادن از نجواها ، در او يافتم و در اين باره فكر خواهم كرد .
هامش
( 1 ) . الاستيعاب در شرح زندگى حاطب و ساير مصادر در مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 98 - 99 . ( 2 ) . سيرهء زينى دحلان ، ج 3 ، ص 70 و سيرهء حلبيه ، ج 3 ، ص 281 و در مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 99 .