تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
نوشته است : هنگامى كه تاجران ثقفى بر مقوقس وارد شدند به آنها گفت : چگونه توانستيد نزد من بياييد در حالى كه محمد و اصحابش بين من و شما بودند ؟ گفتند : از كناره دريا آمديم . گفت : در مورد دعوت محمد چه كرديد ؟ گفتند : حتى يك نفر از ما هم از او پيروى نكرده است . پرسيد : به سوى چه چيزى دعوت مىكند ؟ گفتند : دعوت مىكند كه خداى يگانه را بپرستيم و دست از پرستش آنچه كه پدران ما مىپرستيده‌اند برداريم و ما را به نماز و زكات فرا مىخواند و دستور به صلهء رحم و وفاى به عهد مىدهد و زنا و ربا و شراب‌خورى را حرام مىداند . ( 1 ) مقوقس گفت : اين پيامبرى است كه به سوى تمام جهانيان فرستاده شده است . اگر قبطىها و رومىها با او آشنا شوند ، از او پيروى خواهند كرد ؛ زيرا عيسى آنها را به اين كار فرمان مىداد . و اين صفاتى كه نقل مىكنيد در پيامبران گذشته هم وجود داشته است . او عاقبت پيروز مىشود و هيچ كس توان مقابله با او را ندارد و دينش شرق و غرب عالم را فرا مىگيرد . هيأت ثقفى گفتند : اگر تمام جهانيان با او همراه شوند ، ما به او نمىپيونديم . مقوقس سرش را به علامت تعجب تكان داد و گفت : شما هنوز سرگرم بازيگرى هستيد . « 1 » ( 2 ) شايد انگيزهء مغيره از اين كه به اين هيأت از بنى مالك از قبيلهء ثقيف شبيخون زده و آنها را به قتل رسانده سپس به نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله ملحق شده و مسلمان گرديده اين باشد كه چنين سخنان را از مقوقس شنيده بود و هنگامى كه به خاطر اين كار مورد سرزنش قرار گرفت ، به مضمون همين خبر استناد كرد . و به دنبال آن پيامبر مقوقس را از جمله پادشاهان آن روزگار دانست و برايش نامه فرستاد . نامه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را حاطب بن ابى بلتعهء قريشى برد و مضمون نامه چنين است : « بسم الله الرحمن الرحيم از محمد بن عبد الله به مقوقس ، بزرگ قبطىها . درود و سلام بر كسى كه از راه هدايت پيروى مىكند . ( 3 ) اما بعد : من تو را به سوى شعار اسلام دعوت مىكنم : اسلام بياور تا سالم بمانى [ و ] در اين صورت خداوند دو برابر به شما اجر و ثواب خواهد داد و اگر از پذيرش دعوت خوددارى كنى ، گناه تمام قبطىها بر گردن تو است .
« . . . يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ »
« 2 » ؛
هامش
( 1 ) . الاصابه ، ص 3 ؛ در شرح حال حاطب بن ابى بلتعه ، و باز ملاحظه مىشود كه در اين خبر نيز زكات ذكر شده در حالى كه زكات واجب در اواخر سال نهم و اوائل دهم واجب گرديده است نه پيش از آن . ( 2 ) . الاصابه ، ص 3 ، در شرح حال حاطب و نگاه كنيد به ساير منابع در مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 97 آيه مربوط به سورهء آل عمران ، آيه 64 مىباشد .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 362 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى