تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
( 1 ) سپس نامه را گرفت و آن را در جعبه‌اى نهاد و آن را ممهور كرد و به كنيزش سپرد . « 1 » ابن سعد از حاطب روايت كرده است : در پشت در مقوقس كمى معطّل شدم و پنج روز پيش او اقامت كردم . « 2 » در روزى از اين روزها ، حاطب را فرا خواند و گفت : مىخواهم از تو دربارهء سه چيز سؤال كنم . حاطب گفت : از هر چيزى كه سؤال كنى ، صادقانه جواب خواهم داد . پرسيد : محمد مردم را به چه چيزى دعوت مىكنيد ؟ گفت : به اين كه فقط خدا را بپرستم و مىگويد كه در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخوانيم و امر مىكند كه روزه بگيريم . حج به جاى آوريم و به عهد خود وفا كنيم و از خوردن گوشت ميته و خون نهى مىكند و . . . ( 2 ) حاطب مىگويد كه سپس مقوقس گفت : او را براى من وصف كن و من به صورت خلاصه آن حضرت را توصيف كردم ؛ اما مقوقس گفت : چيزهايى باقى مانده است كه آنها را ذكر نكردى و آن اين كه در چشم‌هايش يك سرخىاى وجود دارد كه غالبا هست ، و بين شانه‌هايش مهر نبوت خورده و بر الاغ سوار مىشود و لباس جنگ مىپوشد و به خرما و نان خشك اكتفا مىكند و از رويارويى با هيچ كس ابايى ندارد ، اگر چه عمو يا پسر عمويش باشند . . . من مىدانستم كه يك پيامبر ديگر باقى مانده است ، اما گمان مىكردم كه او همانند انبياى قبلى از منطقهء شام مبعوث مىشود ، در حالى كه مىبينم در سرزمين عرب كه منطقهء خشك و خشن است مبعوث شده و قبطىها در پيروى از او حرف مرا نمىشنوند و او به زور بر كشورهاى ديگر مسلط مىشود و اصحابش از راه دور مىآيند و بر سرزمين ما هم غلبه پيدا مىكنند ! اما من كلمه‌اى با قبطىها در اين باره سخن نگفته‌ام و دوست ندارم كه از جريان گفت و گوى من و تو باخبر شوند . « 3 » ( 3 ) در آخرين ديدار او را فرا خواند و گفت : قبطىها در پيروى از محمد ، حرف مرا نمىشنوند و دوست ندارم كه از جريان گفتگوى من و تو آگاه شوند و گمان مىكنم كه به زودى از پادشاهى جدا خواهم شد ! و او به زودى بر سرزمين‌ها مسلط خواهم شد و اصحابش بعد از او بر همين سرزمين ما مسلط خواهند شد ! حال به سوى محمد بازگرد و مواظب باش كه قبطىها كلمه‌اى از اين سخنان را نشنوند . « 4 »
هامش
( 1 ) . الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 260 و ساير منابع در مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 99 آمده است و اين اقدام از سوى مقوقس ، امكان بقاى اين نامه را فراهم مىكند كه موافق با منابع است و تقريبا قبل از يك قرن در كليسايى در نزديكى أخميم در مصر عليا كشف شده است و تصوير آن در شمارهء 21904 مجله الهلال منتشر شده است ، چنان كه در مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 95 آمده است . ( 2 ) . الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 260 . ( 3 ) . الاصابة الكبرى ، ج 4 ، ص 503 و نك مكاتب الرسول ، ج 1 ، ص 100 . ( 4 ) . سيرهء زينى دحلان ، ج 3 ، ص 72 - 73 و سيرهء حلبيه ، ج 3 ، ص 281 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 364 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى