است - روايت مىكند كه اين شخص پسر عموى ماريه بود . « 1 » و از كازرونى روايت مىكند كه او مايوشنج و برادر ماريه بود . « 2 » و در تفسير قمى از امام باقر آمده كه اسم او جريح بوده است . « 3 »
( 1 ) حلبى ساروى در مناقب آل ابى طالب از جمله هداياى مقوقس را اسبى دانسته است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را زاز ، يعنى قوى و با صلابت ناميده . و همچنين الاغ آن حضرت كه يعفور ناميده مىشد . « 4 »
گفتهاند : وى هزار مثقال طلا ، و كاسه شيشهاى و تعدادى عمامه و قبا و يك چوب عود و خوشبو و مقدارى مشك و ظرف بزرگى از روغن و جعبهاى كه در آن سرمهدان و شانه و قيچى و آينه و مسواك تعبيه شده بود را به وى هديه كرد .
به قاصد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله هم پنج دست لباس و صد دينار عطا كرد و عدهاى را به همراهش فرستاد تا او را به جزيرة العرب برسانند تا اين كه در شام قافلهاى يافتند كه مىخواست به سوى مدينه حركت كند و آنگاه او را به كاروان سپردند و خودشان برگشتند . « 5 »
( 2 )
نامه براى حارث غسّانى در شام
از واقدى نقل كرديم كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در ذى الحجّه سال ششم سه قاصد خويش را به طور همزمان به سوى پادشاهان فرستاد . « 6 » و گفتيم كه يكى از آنها حاطب بود كه به سوى مقوقس ، عامل رومىها در اسكندريه فرستاده شد و اما قاصد ديگر : شجاع بن وهب أسدى قريشى بود كه به سوى حارث بن أبى شمر غسّانى كه از غساسنهء شام و عامل رومىها بود ، فرستاده شد . « 7 »
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 21 ، ص 45 .
( 3 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 99 . جريح و مأبور اسمهاى عربى هستند و يوشنج معرّب هوشنگ فارسى است و شايد كه اسمش را به اين اسمها تبديل كرده است تا به استحبابى كه در مورد تغيير اسامى غلامان وجود دارد ، عمل كرده باشد . يا اين كه اسم او در زبان نصرانى جورج بوده است كه به جريح تصغير مىشده است .
( 4 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 169 .
( 5 ) . نك به مصادر آن در مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 101 .
( 6 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 644 و كازرونى در المنتقى از او نقل كرده و مجلسى در بحار الانوار ، ج 20 ، ص 382 از كازرونى نقل كرده است .
( 7 ) . در مروج الذهب ، ج 2 ، ص 84 مىگويد : حكومت وى از هنگام بعثت نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله شروع شد . و گفتيم كه ما بين سالهاى 528 تا 569 ميلادى به مدت 41 سال حكومت كرد و امپراتور يوسطينيانوس تاج پادشاهى را به او داد و لقب بطريرك و فلارك به معناى كلانتر قبائل را به وى عطا كرد . وى در زمان همين پادشاه از غساسنه بود ، چنانچه در مروج الذهب ، ج 2 ، ص 86 آمده است . و زندگينامه يوسطنيانوس را در مختصر الدول ، ص 88 مطالعه كنيد . و بعد از وى طيباريوس و سپس موريقا و سپس فوقا و بعد از آن هرقل كه معاصر اسلام بود به پادشاهى رسيد .