تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
( 1 ) ابن اسحاق مىنويسد : نجاشى در نامه‌اش به رسول الله صلّى اللّه عليه و آله نوشت : « بسم الله الرحمن الرحيم به محمد رسول الله از نجاشى ، أصحم بن أبجر ، سلام و رحمت و بركات خداوند بر تو باد اى پيامبر خدا . همان خدايى كه شريكى ندارد و مرا به سوى اسلام هدايت كرد . اما بعد - اى رسول خدا - نامه‌ات كه در آن دربارهء عيسى صحبت كرده بودى به دستم رسيد . به پروردگار آسمان و زمين قسم مىخورم كه عيسى ذرّه‌اى از آنچه او را وصف كردى ، بالاتر نبوده و او همانطور بوده كه تو گفتى . مقصود شما را از ارسال نامه فهميدم و پسر عمويت و همراهانش را پناه دادم ( ! ) من شهادت مىدهم كه تو رسول صادق و مصدّق خداوند هستى و من با تو بيعت مىكنم و با پسر عمويت بيعت كرده و به دست او اسلام آورده و تسليم ربّ العالمين شده‌ام . پسرم ، أرها بن أصحم بن أبجر را به سوى تو مىفرستم و اگر دستور بدهيد ، خودم هم به خدمت مىرسم ، اما اختيار ديگران را ندارم . اى رسول اللّه من شهادت مىدهم كه آنچه مىگويى ؛ حق است . و السلام عليك يا رسول الله . » « 1 » ( 2 ) نجاشى پسرش ، أرها را همراه شصت نفر از حبشه با كشتى به سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرستاد ؛ اما كشتى در وسط دريا غرق شد و همگى هلاك شدند . « 2 » ( 3 ) ابن اسحاق نقل كرده است : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نامه‌اى به نجاشى فرستاد و طى آن از او درخواست كرد كه
هامش
كشتى شدم و حركت كرديم تا در شعيبه لنگر انداختند . در آنجا با پولى كه داشتم ، شترى خريدم و به قصد مدينه حركت كردم . راوى اين خبر ، يزيد بن ابى حبيب مىگويد : عمرو بن عاص هيچ درنگ نكرد تا به مدينه رسيد و اين كمى قبل از فتح مكه بود . و مىگويد : جعفر بن ابى طالب در اول ماه صفر سال هشتم هجرى وارد مدينه شد ، ( مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 742 - 745 . و با سندى از خالد بن وليد نقل كرده است كه ورود آنها در ماه صفر سال هشتم هجرى بوده است ( ج 2 ، ص 749 ) . و ابن اسحاق قبل از واقدى اين خبر را از يزيد بن ابى حبيب روايت كرده و لكن آن را در ضمن حوادث سال پنجم ، بعد از جنگ احزاب آورده است و اين به خاطر سخنان عمرو بن عاص است كه گفته است : و آن كمى قبل از فتح بود ؛ يعنى فتح مكه . و لكن ابن اسحاق فتح را بر فتح بنى قريظه حمل كرده است نه فتح مكه . و فتح بنى قريظه در ذى القعده و در ابتداى ذى الحجّه همان سال جنگ خندق بوده است . و از آنجا كه هيچ اختلافى در مورد تاريخ بازگشت جعفر طيّار وجود ندارد و همه اتفاق نظر دارند كه وى به هنگام فتح خيبر و در ماه صفر سال هفتم هجرى از حبشه بازگشته است . در اين صورت بسيار بعيد است كه امّ حبيبه در حبشه باقى مانده باشد و بر همين اساس روشن مىشود كه سفر عمرو ضمرى و همچنين سفر عمرو بن عاص به سوى نجاشى ، كمى بعد از صلح حديبيه بوده است و عمرو بن عاص در حدود يك سال بعد از ملاقات با نجاشى به مدينه آمده نه بلافاصله . ( 1 ) . طبرى ، ج 2 ، ص 652 - 653 ، اعلام الورى ، ج 1 ، ص 119 به نقل از دلائل النبوهء بيهقى از ابن اسحاق و همچنين در قصص الانبياء ، ص 324 به نقل از ابن اسحاق . ( 2 ) . طبرى ، ج 2 ، ص 653 .