كراهت نمودند ؛ براى همين عيسى به درگاه خداوند شكوه كرد ، و آنها در حالى آن شب را به صبح كردند كه تمام آنهايى را كه مىخواست به مناطق دور بفرستد و آنها كراهت كردند ، به زبان همان امتى كه به سويشان فرستاده مىشدند ، سخن مىگفتند . « 1 »
گفتهاند : هنگامى كه تصميم گرفت ، نامههايى را براى پادشاهان بفرستد ، به آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله گفته شد : آنها نامهاى را كه ممهور نباشد ؛ نمىخوانند .
( 1 ) براى همين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله انگشترى را براى خويش تهيه كرد و كلينى در كتاب زينت و تجمل از فروع كافى با سندى از امام صادق عليه السّلام نوشته است : انگشتر رسول الله صلّى اللّه عليه و آله از نقره بود و نقش آن محمد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله بود كه در دو سطر از پايين به بالا نوشته شده بود . « 2 »
طبرسى در مكارم الاخلاق مىنويسد كه اين انگشتر را معاذ بن جبل به وى هديه كرد . « 3 »
( 2 ) در أمالى طوسى با سندى از زيد بن على از پدرش آمده است : رسول الله صلّى اللّه عليه و آله انگشترى را به على عليه السّلام داد و فرمود : اى على ، اين انگشتر را بگير و نقش محمد بن عبد الله را بر آن منقوش كن .
على عليه السّلام آن را به نقاش داد و او اشتباها به جاى محمد بن عبد الله ؛ محمد رسول اللّه را منقوش كرد .
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آن را گرفت و با همان نامههايش را مهر مىزد و مىفرمود : من محمد بن عبد الله و من محمد رسول الله هستم . « 4 »
( 3 )
تاريخ نامهها
قديمىترين چيزى كه در دست ما است و تاريخ نامهها را مشخص مىكند ، مطلبى است كه طبرى از واقدى - از غير مغازىاش - نقل مىكند مبنى بر اين كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در ذى الحجّه سال ششم هجرى ، سه قاصد را به طور همزمان ارسال كرد كه عبارت بودند از : شجاع بن وهب أسدى قريشى كه از بدريّون بود و او را به سوى حارث بن ابن شمر غسّانى كه از دستنشاندگان روميان در شام بود ، فرستاد .
دحية بن خليفهء انصارى كه او را به سوى قيصر روم ( كه در شام بود ) فرستاد .
حاطب بن ابى بلتعه قريشى كه او را به سوى مقوقس در اسكندريه كه از دستنشاندگان روميان بود ، فرستاد .
هامش
( 1 ) . ابن هشام ، ج 3 ، ص 254 .
( 2 ) . فروع كافى ، ج 6 ، ص 474 ، ح 7 .
( 3 ) . مكارم الاخلاق ، ص 38 .
( 4 ) . أمالى طوسى ، ص 8 چنان كه در بحار الانوار ، ج 16 ، ص 91 - 92 آمده است .