تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
( 1 )

نامه براى نجاشى در حبشه

طبرى با سندى از ابن اسحاق روايت مىكند ( كه البته اين مطلب در سيره نيست ) رسول الله صلّى اللّه عليه و آله ، عمرو بن اميه ضمرى را به همراه نامه‌اش به اين مضمون به سوى نجاشى فرستاد : « بسم الله الرحمن الرحيم ، از محمد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به نجاشى أصحم ، پادشاه حبشه . اميدوارم كه سلامت باشيد . همانا حمد و سپاس مىگويم خداى جهانيان را كه قدوس و سلام و مؤمن و مهيمن است و شهادت مىدهم كه عيسى بن مريم روح الله و از آيات الهى است كه خداوند آن را بر مريم پاكدامن و عفيف القا كرد و او به عيسى عليه السّلام حامله شد . همانا خداوند عيسى را از روح و نفخ خود خلق كرد ، چنان كه آدم را با دست و نفخ خود خلق نمود . تو را به سوى خداى يكتا كه هيچ شريكى ندارد دعوت مىكنم و از تو مىخواهم كه پيوسته از او اطاعت كنى و از تو مىخواهم كه از من پيروى كنى ( و ايمان بياورى ) به آنچه بر من نازل شده كه همانا من ، فرستادهء خدا هستم . همانا تو را و تمام لشكريانت را به سوى خداوند دعوت مىكنم . هرآينه شرط ابلاغ را به جاى آوردم و تو را نصيحت كردم ، پس ( نصيحت مرا ) بپذيريد . درود و سلام بر كسى كه راه هدايت را در پيش گيرد . » « 1 » پس از آن كه نامه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به وى رسيد ، آن را بر چشم‌هايش گذاشت و از تخت به زير آمد و براى احترام به نامهء پيامبر بر زمين نشست و آنگاه درخواست كرد كه ظرفى از عاج را بياورند و نامه را در آن گذاشت . « 2 » ( 2 ) از عمرو بن اميّه ضمرى روايت شده است كه به نجاشى گفت : اى أصحمه ، از من سخن گفتن و از تو شنيدن ، گويى كه تو به ما محبت دارى و بر ما منت مىگذارى و گويى كه ما به تو اعتماد و تكيه داريم ؛ زيرا ما هيچ خيرى را از تو اميد نداشتيم مگر آن كه بدان رسيديم . و از هيچ شرى به تو پناه نياورديم ، مگر آن كه از آن در امان مانديم . و هرآينه بر تو از زمان آدم گرفته شده است و كتاب انجيل
هامش
( 1 ) . طبرى ، ج 2 ، ص 652 و حلبى در سيره‌اش ، ج 3 ، ص 279 و المواهب اللدنيّة به شرح زرقانى ، ج 3 ، ص 393 و صبح الأعشى ، ج 6 ، ص 379 . در اين نامه ذكر نكرده‌اند كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله گفته باشد : « و هرآينه پسر عمويم جعفر را به همراه عده‌اى از مسلمانان به سوى تو مىفرستم ، اگر نزد تو آمدند متحير و سرگردان مباش و از آنها پذيرايى و مهماندارى نما » و اين عبارت در نسخه نامه‌اى كه كشف شده نيز وجود ندارد ؛ چنان كه در مجموعه الوثائق السياسيه ، ص 43 بدان اشاره شده است . و اين عبارت نه با سال اول هجرت به حبشه و نه با اوضاع بعد از صلح حديبيه مىسازد و براى همين ترجيح داديم كه نامه را بدون اين عبارت نقل كنيم اما بيهقى در دلائل النبوه از ابن اسحاق و طبرسى در اعلام الورى ، ج 1 ، ص 118 به نقل از او اين عبارت را نقل كرده‌اند و شايد كه قطب راوندى در قصص الانبياء ، ص 324 از طبرسى و مرحوم مجلسى در بحار الانوار ، ج 18 ، ص 418 - 419 به نقل از هر دو ، اين عبارت را نقل كرده است . ( 2 ) . همين مطلب تأييد مىكند كه نامهء كشف شده در سال‌هاى اخير ، تا كنون سالم مانده باشد .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 355 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى