تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
كه در دو جاى سورهء فتح آمده است ، همان فتح مبين است كه سورهء فتح با آن آغاز شده و منظور صلح حديبيه است نه فتح خيبر يا فتح مكه .
هامش
اين امت كه در همين سال به سلامت وارد مسجد الحرام مىشوند ، لذا پس از آن كه براى حج عمره محرم شدند و در راه به مشركان برخوردند كه جلوى آنها را گرفتند . بعضى از آنها در صدق رؤياى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ترديد كردند و خداوند به وسيلهء اين آيه شك و ترديد آنها را زايل كرد . خلاصهء آيه اين است كه رؤياى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله صادقه بوده است و شما به زودى و به سلامت و بدون ترس وارد مسجد الحرام مىشويد ؛ اما خداوند اين امر را به تأخير انداخته و صلح حديبيه را كه فتح آشكارى است مقدّم كرده تا دخول به مكه براى شما آسان‌تر باشد . و اين بدان جهت بوده است كه خداوند مىدانسته است كه دخول به مكه به همراه سلامتى و بدون ترس امكان ندارد ، مگر از همين طريق . وى مىنويسد : و از همين جا معلوم مىشود كه مقصود از فتح قريب در اين آيه ، همان صلح حديبيه بوده است ؛ همان صلحى است كه دخول به مكه را همراه با سلامتى بدون ترس براى مسلمانان ممكن ساخت و اگر اين صلح نبود ، انجام عمره و فتح ، مكه بدون جنگ و خونريزى امكان نداشت ، بلكه اين صلح حديبيه بود كه انجام عمره و دخول به مسجد الحرام را در سال بعد برايشان ممكن ساخت . از همين جا مىفهميم قول بعضى كه گفته‌اند : منظور از فتح قريب در آيه ، فتح خيبر است ، از سياق آيه بعيد است و همچنين قول به اين كه منظور فتح مكه ، است بعيدتر از آن مىباشد . در مورد تطابق فتح قريب با سياق آيه گفته است : « گفته شده است كه منظور از فتح قريب ، فتح مكه است . در حالى كه سياق آيه با آن هماهنگ نيست » و لكن وى گفته است : « منظور از فتح قريب ، فتح خيبر است ، چنان كه از سياق آيه برمى آيد » ( ج 18 ، ص 285 ) . و اين در حالى است كه سياق يكسان و بعيد بودن مساوى است . به طور كلى در هيچ آيه‌اى از سورهء فتح به نكته‌اى برخورد نمىكنيم كه اين مطلب را برساند كه منظور از فتح ، چيزى غير از فتح حديبيه باشد كه زمينه‌ساز فتح مكه بوده است ، و ما علت اين خلط و اشتباه را در اين مىبينيم كه صلح حديبيه ، قريب به فتح خيبر بوده است و از طرفى فتح در خيبر واضح و در صلح حديبيه پوشيده بوده است . و علت خلط آن با فتح مكه اين بوده است كه ارتباط شديدى ميان صلح حديبيه و فتح مكه وجود داشته و اطلاق كلمهء فتح بر فتح مكه مشهورتر است . و الا هيچ داعى و انگيزه‌اى براى اين خلط و اشتباه وجود ندارد . در آخر به اين نكته هم اشاره كنيم كه سورهء فتح چنان كه گفته‌اند و بر حسب سياق آن بعد از صلح حديبيه نازل شده است ؛ يعنى شش سال پس از هجرت و چهار سال قبل از وفات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله همين ده سالى كه بيست و هشت سوره در طى آن نازل شد كه از سورهء هشتاد و شش يا هفت تا سورهء صد و چهارده را شامل مىشده است . بر حسب اخبار معتبر و مورد اعتماد سورهء فتح صد و دوازدهمين سوره بوده است ؛ يعنى سومين سوره قبل از پايان ليست است ، و بعد از سورهء برائت و مائده نازل شده است ، و سورهء حشر كه در مورد بنى نضير نازل شده ، پيش از ده سوره قبل از فتح نازل شده است و بعد از آن سورهء نصر نازل شده كه در مقدمه فتح مكه نازل شده است . و بعد از آن سورهء نور است كه در شأن قصهء إفك نازل شده كه دربارهء آن گفته‌اند : در سال پنجم يا ششم هجرى و بعد از غزوهء بنى المصطلق در مريسيع اتفاق افتاده و قربانى آن عايشه بوده است . البته توضيح خواهيم داد كه قهرمان اين حادثه عايشه و قربانى آن ، ام ابراهيم ، ماريهء قبطيه بوده است كه از سوى مقوقس ، بزرگ قبطيان مصر به همراه جواب نامهء پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله كه وى را بعد از صلح حديبيه به اسلام دعوت كرده بود ، به آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله هديه شده بود . بنابراين نزول آياتى در شأن عايشه در سورهء نور بعد از اين قضيه و نزول سورهء فتح قبل از آن بوده است ، يعنى در حدود صد ، نه بعد از صد و ده و در اين صورت مقطع زمانى با آن متناسب است و فاصلهء زمانى اين سوره و سوره‌هاى پايانى نيز متناسب خواهد شد .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 346 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى