( 1 ) مرحوم كلينى در روضه كافى با سندى از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : هنگامى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله مطلع شد كه مشركان سپاهى به فرماندهى خالد بن وليد ارسال كردهاند تا جلوى حركت آن حضرت به سوى مكه را بگيرد ؛ فرمود : راهنمايى را بياوريد تا از غير اين راه ما را به مكه برساند .
مردى از مزينه يا جهينه را آوردند . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله اين درخواست را مطرح كرد ؛ اما آن مرد موافقت نكرد ؛ براى همين فرمود كه فرد ديگرى را بياوريد كه مرد ديگرى را آوردند . « 1 »
( 2 ) در مغازى آمده است : هنگام عصر رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : كدام يك از شما تنگهء ذات حنظل « 2 » را مىشناسد ؟ عمرو بن عبد نهم أسلمى پيش آمد و گفت : من شما را راهنمايى مىكنم ، اى رسول خدا . آن
هامش
در ضجنان توقف كرده بودند . در آنجا نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله نماز ظهر را به طور كامل با اصحاب خويش به جاى آورد كه مشركان تصميم گرفتند بر آنها شبيخون بزنند ؛ اما عدهاى گفتند : صبر كنيد تا وارد نماز ديگرى شوند كه در نظر آنها از اين نماز مهمتر است ؛ اما خداوند ، پيامبر خويش را از تصميم مشركان آگاه كرد كه در نتيجه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله نماز خوف را با مسلمانان به جاى آورد : طبرسى اين مطلب را در مجمع البيان ، ج 3 ، ص 157 نقل كرده و سپس خبر ابى حمزه ثمالى را در تفسير خويش آورده و گفته است كه اين نماز در جنگ محارب و أنمار به جاى آورده شده است .
واقدى با سندى از ابن عياش زرقى ( انصارى ) اين مطلب را با تفصيل چنين نقل كرده است . هنگامهء نماز ظهر فرا رسيد كه بلال اذان و اقامه گفت ، سپس رسول الله صلّى اللّه عليه و آله رو به قبله ايستاد و مسلمانان پشت سر او به صف ايستادند . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله نماز ظهر را به جماعت به جاى آورد و سپس مسلمانان به حالت آماده باش ايستادند ، خالد بن وليد با ديدن اين وضع گفت : آنها در حال غفلت بودند و اگر بر آنها شبيخون مىزديم ؛ پيروز مىشديم . سپس گفت : و لكن نماز ديگرى دارند كه در نظر آنها از جان و فرزند بر ايشان عزيزتر است !
اما حضرت جبرئيل ما بين نماز ظهر و عصر نازل شد و اين آيه را وحى فرمود :« وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ . . . »زمان نماز عصر فرا رسيد و بلال اذان و اقامه گفت . رسول الله صلّى اللّه عليه و آله برخاست و رو به قبله ايستاد در حالى كه دشمن در مقابل آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله بود ( و مسلمانان در دو صف پشتسر وى بودند ) رسول الله صلّى اللّه عليه و آله تكبير گفت و دو صف پشتسر آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله با هم تكبير گفتند . سپس آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به سجده رفت و صف اول نيز به سجده رفت ؛ اما صف دوم ايستاد تا از آنها مراقبت كند . پس از آن كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله سجدهها را به همراه صف اول به جاى آورد و از سجده برخاستند و ايستادند ، افراد صف دوم نيز سجدهها را به جاى آورده و ايستادند و در اين هنگام افراد صف اول به عقب رفتند و افراد صف دوم به جلو آمدند . آنگاه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به ركوع رفت كه به تبع وى تمام اصحاب به ركوع رفتند . سپس رسول الله صلّى اللّه عليه و آله سجده رفت كه افراد صف اول نيز به همراه وى به سجده رفتند و افراد صف دوم ايستادند تا مراقب اوضاع باشند . تا اين كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و افراد صف اول سجدهها را به جاى آوردند و از سجده برخاسته و نشستند و در اين هنگام افراد صف دوم به سجده رفتند و برخاستند و رسول الله صلّى اللّه عليه و آله تشهد را به اتفاق همه به جاى آورد ( ج 2 ، ص 583 ) . و همچنين اين خبر را با سند خود از ابن عباس روايت كرده است ( ج 2 ، ص 582 ) ولى از جابر انصارى نيز نقل كرده است كه اين نماز در منزل عسفان بوده و براى بار دوم پس از نماز خوف اول در غزوه ذات الرقاع به فاصلهء چهار سال ( ج 2 ، ص 583 ) و مؤيد اين معنى آن است كه اين آيات از سورهء نساء است كه پيش از اين نازل شده است و ظاهرا در سال چهارم هجرت .
( 1 ) . روضهء كافى ، ص 266 .
( 2 ) . ذات حنظل : ناحيهاى در منطقهء بنى اسد است ( معجم ما استعجم ، ص 288 ) .